آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Chicane

      ʃɪˈkeɪn ʃɪˈkeɪn

      معنی chicane | جمله با chicane

      noun countable

      ورزش پیچ جاده (مخصوصاً پیچ‌های s مانند در مسابقات اتومبیل‌رانی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The chicane was placed to challenge the skill of the drivers.

      پیچ جاده برای به چالش کشیدن مهارت رانندگان قرار داده شده بود.

      The sudden appearance of a chicane caught many racers off guard.

      پیدایش ناگهانی پیچ جاده باعث شد بسیاری از مسابقه‌دهندگان اتومبیل‌رانی غافل‌گیر شوند.

      noun countable uncountable

      قدیمی دغل‌کاری، حیله‌گری، فریب

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The student tried to use a chicane to get out of taking the test.

      دانش‌آموز سعی کرد از دغل‌کاری استفاده کند تا از امتحان فرار کند.

      The magician performed a clever chicane to amaze the audience.

      شعبده‌باز یک فریب هوشمندانه اجرا کرد تا حضار را شگفت‌زده کند.

      verb - intransitive

      مغلطه کردن، حیله‌گری کردن، دغل‌بازی کردن، گول زدن

      She tried to chicane of paying for the damages.

      او سعی کرد در پرداخت خسارت دغل‌بازی کند.

      Despite her attempts to chicane, the truth eventually came out.

      باوجود تلاش‌های او برای مغلطه کردن، حقیقت در نهایت آشکار شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد chicane

      1. verb defeat someone through trickery or deceit
        Synonyms:
        cheat screw chouse shaft jockey
      1. verb raise trivial objections
        Synonyms:
        carp cavil
      1. noun the use of tricks to deceive someone (usually to extract money from them)
        Synonyms:
        trickery chicanery wile guile shenanigan

      ارجاع به لغت chicane

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «chicane» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/chicane

      لغات نزدیک chicane

      • - chicago
      • - chicalote
      • - chicane
      • - chicanery
      • - chicano
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.