آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ مهر ۱۴۰۵

      Rip Off

      ˈrɪp ɔf ˈrɪp ɒf

      گذشته‌ی ساده:

      ripped off

      شکل سوم:

      ripped off

      سوم‌شخص مفرد:

      rips off

      وجه وصفی حال:

      ripping off

      معنی rip off | جمله با rip off

      phrasal verb verb - transitive informal C2

      سر کسی کلاه گذاشتن، کلاه‌برداری کردن، فریب دادن (با گران‌فروشی)

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Be careful when you're traveling abroad; some street vendors might try to rip you off if they sense you're a tourist.

      وقتی به خارج‌از کشور سفر می‌کنید، مراقب باشید؛ برخی از دستفروشان ممکن است اگر متوجه شوند توریست هستید، سعی کنند سرتان کلاه بگذارند.

      The recent analysis of consumer complaints indicates a concerning trend where certain online retailers frequently rip off unsuspecting customers by misrepresenting product quality.

      تحلیل اخیر شکایات مصرف‌کنندگان نشان‌دهنده‌ی روندی نگران‌کننده است که در آن برخی خرده‌فروشان آنلاین با ارائه‌ی اطلاعات غلط در مورد کیفیت محصول، به‌طور مکرر از مشتریان بی‌خبر کلاه‌برداری می‌کنند.

      phrasal verb verb - transitive B2

      پاره کردن، کندن، درآوردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      He had to rip off the old wallpaper before painting the room.

      او مجبور بود قبل‌از رنگ کردن اتاق، کاغذ دیواری قدیمی را پاره کند.

      The archaeological team carefully had to rip off layers of sediment to reveal the ancient artifacts beneath.

      تیم باستان‌شناسی مجبور بود با دقت لایه‌های رسوب را بکند تا مصنوعات باستانی زیر آن را آشکار سازد.

      phrasal verb slang B2

      عامیانه دزدیدن، کش رفتن

      Someone tried to rip off my wallet on the crowded bus this morning, but I noticed just in time.

      امروز صبح یکی سعی کرد کیف پولم را در اتوبوس شلوغ بدزدد، اما من به‌موقع متوجه شدم.

      He was caught on camera trying to rip off a few items from the convenience store.

      او در دوربین مداربسته درحال تلاش برای دزدیدن چند قلم کالا از فروشگاه رفاهی دیده شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rip off

      1. verb rob; trick
        Synonyms:
        cheat trick rob swindle defraud con fleece dupe exploit use impose on bleed skin stick appropriate relieve pilfer swipe lift pinch filch thieve nab cop plunder rifle ransack heist abuse
        Antonyms:
        give offer

      ارجاع به لغت rip off

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rip off» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rip off

      لغات نزدیک rip off

      • - rip current
      • - rip into
      • - rip off
      • - rip up
      • - rip van winkle
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      end line timeout topspin serve net touch rotation fault technical timeout winning shot serve receive formation attack line available sideline double substitution kill percentage line judge the other day رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.