گذشتهی ساده:
ripped offشکل سوم:
ripped offسومشخص مفرد:
rips offوجه وصفی حال:
ripping offسر کسی کلاه گذاشتن، کلاهبرداری کردن، فریب دادن (با گرانفروشی)
Be careful when you're traveling abroad; some street vendors might try to rip you off if they sense you're a tourist.
وقتی به خارجاز کشور سفر میکنید، مراقب باشید؛ برخی از دستفروشان ممکن است اگر متوجه شوند توریست هستید، سعی کنند سرتان کلاه بگذارند.
The recent analysis of consumer complaints indicates a concerning trend where certain online retailers frequently rip off unsuspecting customers by misrepresenting product quality.
تحلیل اخیر شکایات مصرفکنندگان نشاندهندهی روندی نگرانکننده است که در آن برخی خردهفروشان آنلاین با ارائهی اطلاعات غلط در مورد کیفیت محصول، بهطور مکرر از مشتریان بیخبر کلاهبرداری میکنند.
پاره کردن، کندن، درآوردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He had to rip off the old wallpaper before painting the room.
او مجبور بود قبلاز رنگ کردن اتاق، کاغذ دیواری قدیمی را پاره کند.
The archaeological team carefully had to rip off layers of sediment to reveal the ancient artifacts beneath.
تیم باستانشناسی مجبور بود با دقت لایههای رسوب را بکند تا مصنوعات باستانی زیر آن را آشکار سازد.
عامیانه دزدیدن، کش رفتن
Someone tried to rip off my wallet on the crowded bus this morning, but I noticed just in time.
امروز صبح یکی سعی کرد کیف پولم را در اتوبوس شلوغ بدزدد، اما من بهموقع متوجه شدم.
He was caught on camera trying to rip off a few items from the convenience store.
او در دوربین مداربسته درحال تلاش برای دزدیدن چند قلم کالا از فروشگاه رفاهی دیده شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «rip off» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rip off