injury, damage, harm, impairment, hurt, patho-
injury
damage
harm
impairment
hurt
patho-
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
این تصادف منجر به آسیب جزئی به سپر جلو شد.
The car accident resulted in minor damage to the front bumper.
پایش آسیب دید.
He sustained a foot injury.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «آسیب» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/آسیب