آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴

      زخم به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / zakhm /

      wound, sore, ulcer, lesion, hurt, injury, ulceration, scratch, trauma, laceration, abrasion, gash, cut, gall, stab

      wound

      sore

      ulcer

      lesion

      hurt

      injury

      ulceration

      scratch

      trauma

      laceration

      abrasion

      gash

      cut

      gall

      stab

      خراش، جراحت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      زخم معده (در اثر زیادی شیرهی معده)

      peptic ulcer

      سر زخم بسته شده است.

      The wound has closed.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      زخم چرکی

      an infected wound

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد زخم

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      جراحت جریحه خراش خستگی ریش ضرب قرح ناسور نیش

      سوال‌های رایج زخم

      زخم به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «زخم» در زبان انگلیسی به wound یا injury ترجمه می‌شود؛ بسته به نوع و شدت آسیب، ممکن است از هر دو واژه استفاده شود.

      زخم به ناحیه‌ای گفته می‌شود که در اثر آسیب‌دیدگی پوست یا بافت‌های زیرین آن دچار پارگی، خراش، سوراخ یا سوختگی شده است. این آسیب می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی مانند بریدگی، ضربه، سوختگی، یا حتی عفونت باشد. وظیفه‌ی اصلی زخم، آغاز فرایند ترمیم بدن است؛ چرا که وقتی پوست یا بافت‌ها آسیب می‌بینند، بدن به‌طور خودکار مکانیسم‌های دفاعی و بازسازی را فعال می‌کند تا بافت‌های آسیب‌دیده را بازسازی کند.

      فرایند بهبود زخم شامل چند مرحله است: ابتدا خونریزی متوقف می‌شود، سپس التهاب و پاکسازی ناحیه از باکتری‌ها و سلول‌های مرده انجام می‌گیرد، در ادامه بافت‌های جدید ساخته می‌شوند و در نهایت محل زخم ترمیم شده و تا حد امکان به حالت اولیه باز می‌گردد. سرعت و کیفیت بهبود زخم به عوامل متعددی وابسته است؛ از جمله سن فرد، نوع و عمق آسیب، مراقبت‌های پس از آسیب و وجود بیماری‌هایی مانند دیابت یا مشکلات گردش خون. مراقبت مناسب از زخم، از جمله تمیز نگه‌داشتن آن و استفاده از پانسمان‌های مناسب، نقش مهمی در جلوگیری از عفونت و تسریع درمان دارد.

      زخم‌ها ممکن است سطحی یا عمیق باشند و هر کدام ویژگی‌ها و خطرات خاص خود را دارند. زخم‌های سطحی معمولاً بدون نیاز به درمان تخصصی خوب می‌شوند، اما زخم‌های عمیق‌تر ممکن است نیاز به مراقبت پزشکی، بخیه یا حتی جراحی داشته باشند. همچنین، زخم‌های مزمن مانند زخم پای دیابتی، به علت عدم بهبود در زمان معقول، می‌توانند مشکلات جدی و طولانی‌مدتی ایجاد کنند که نیازمند مراقبت‌های ویژه هستند.

      از دیدگاه فرهنگی و ادبی، زخم نمادی از درد، رنج و گاهی پیروزی است. در ادبیات و هنر، زخم‌ها اغلب نمایانگر تجربه‌های تلخ، مبارزه با مشکلات یا نشانه‌ای از شجاعت و مقاومت به حساب می‌آیند. زندگی انسان‌ها نیز پر از زخم‌های جسمی و روحی‌ست که هر کدام داستانی برای گفتن دارند. به همین دلیل، مراقبت از زخم‌ها و ترمیم آن‌ها نه تنها یک ضرورت پزشکی، بلکه بخشی از تجربه‌ی زندگی و بازیابی است.

      زخم یا ضخم – کدام درست است؟

      هر دو واژه «زخم» و «ضخم» از نظر املایی درست هستند، اما معانی متفاوتی دارند و نباید به جای یکدیگر استفاده شوند.

      زخم: واژه‌ای فارسی و رایج به معنای جرح، جراحت، بریدگی یا آسیب پوستی. مثال: «زخم روی دستش به‌خوبی التیام یافت.»

      ضخم: واژه‌ای عربی‌الاصل به معنای ستبر، کلفت، ضخیم است. این واژه در فارسی کمتر رایج است ولی در متون قدیمی و عربی کاربرد دارد. مثال: «گردن ضخم»

      ارجاع به لغت زخم

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «زخم» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/زخم

      لغات نزدیک زخم

      • - زحیر
      • - زخارف
      • - زخم
      • - زخم آبله
      • - زخم آکله
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.