آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ فروردین ۱۴۰۳

      Rifle

      ˈraɪfl ˈraɪfl

      گذشته‌ی ساده:

      rifled

      وجه وصفی حال:

      rifling

      شکل جمع:

      rifles

      معنی rifle | جمله با rifle

      noun countable C1

      نوعی تفنگ، کلاشینکف

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      a rifle barrel

      لوله‌ی تفنگ

      The soldier shouldered his rifle and marched forward.

      سرباز تفنگش را بر دوش گذاشت و به جلو رفت.

      verb - intransitive verb - transitive

      به‌هم ریختن، زیرورو کردن، دستبرد زدن، دزدیدن، لخت کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      My files had been rifled and my bond certificates were missing.

      پرونده‌های مرا به‌هم ریخته بودند و سندهای رسمی‌ام گم شده بود.

      She rifled through her purse, trying to find her phone.

      او کیفش را زیرورو کرد و سعی کرد تلفنش را پیدا کند.

      verb - transitive

      ضربه زدن، پرتاب کردن، انداختن (توپ)

      She rifled the tennis ball across the court with precision.

      او توپ تنیس را بادقت در زمین پرتاب کرد.

      He rifled the baseball into the outfield.

      او توپ بیسبال را به بیرون زمین انداخت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rifle

      1. verb ransack
        Synonyms:
        rob loot take rip off go through plunder pillage burglarize burgle strip despoil sack rummage trash rip grab waste smash and grab tip over gut
        Antonyms:
        organize order

      سوال‌های رایج rifle

      گذشته‌ی ساده rifle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rifle در زبان انگلیسی rifled است.

      شکل جمع rifle چی میشه؟

      شکل جمع rifle در زبان انگلیسی rifles است.

      وجه وصفی حال rifle چی میشه؟

      وجه وصفی حال rifle در زبان انگلیسی rifling است.

      ارجاع به لغت rifle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rifle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rifle

      لغات نزدیک rifle

      • - riff-raff
      • - riffle
      • - rifle
      • - rifle range
      • - riflebird
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.