آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Insurrection

ˌɪnsəˈrekʃn ˌɪnsəˈrekʃn

معنی insurrection | جمله با insurrection

noun countable uncountable

طغیان، شورش، فتنه، قیام، برخیزش

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

The insurrection was quickly quelled by the military.

شورش به سرعت توسط ارتش سرکوب شد.

the leader of the insurrection

رهبران قیام

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد insurrection

ارجاع به لغت insurrection

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «insurrection» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/insurrection

لغات نزدیک insurrection

پیشنهاد بهبود معانی