آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ مهر ۱۴۰۵

      Syndrome

      ˈsɪndroʊm ˈsɪndrəʊm

      شکل جمع:

      syndromes

      معنی syndrome | جمله با syndrome

      noun countable C1

      پزشکی روان‌پزشکی روان‌شناسی سلامت روان نشانه، علامت (‫مجموعه‌ای از مشکلات پزشکی که نشان‌دهنده وجود یک بیماری خاص یا وضعیت روانی است‬)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      Bribery is a syndrome of deep social inequalities.

      رشوه‌خواری نشانه‌ی نابرابری‌های ژرف اجتماعی است.

      Researchers are investigating the environmental factors that may contribute to the manifestation of this particular neurological syndrome in susceptible populations.

      محققان درحال بررسی عوامل محیطی هستند که ممکن است در بروز این علامت عصبی خاص در جمعیت‌های مستعد نقش داشته باشند.

      noun uncountable B2

      پزشکی سندرم، نشانگان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      Many people with that particular syndrome find everyday tasks quite challenging.

      بسیاری از افراد مبتلا به آن سندرم خاص، انجام کارهای روزمره را بسیار چالش‌برانگیز می‌دانند.

      Research indicates that early intervention strategies can significantly mitigate the long-term effects associated with this developmental syndrome.

      تحقیقات نشان می‌دهد که راهبردهای مداخله‌ی زودهنگام می‌توانند اثرات بلندمدت مرتبط با این سندرم رشدی را به‌طور قابل توجهی کاهش دهند.

      noun countable C1

      ویژگی‌، رفتار (معمولاً منفی)

      He seems to suffer from imposter syndrome, always doubting his achievements despite clear evidence of his success.

      به نظر می‌رسد او از ویژگی‌ شیاد رنج می‌برد و همیشه به دستاوردهای خود باوجود شواهد واضح موفقیتش شک دارد.

      Addressing the 'bystander effect' syndrome in public health campaigns is crucial for encouraging intervention in emergency situations.

      پرداختن به رفتار «اثر تماشاگر» در کمپین‌های بهداشت عمومی برای تشویق مداخله در موقعیت‌های اضطراری حیاتی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد syndrome

      1. noun a composite
        Synonyms:
        set of symptoms characteristics ailment condition diagnostic disease disorder malady symptoms problem sickness symptom

      سوال‌های رایج syndrome

      شکل جمع syndrome چی میشه؟

      شکل جمع syndrome در زبان انگلیسی syndromes است.

      ارجاع به لغت syndrome

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «syndrome» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/syndrome

      لغات نزدیک syndrome

      • - syndication
      • - syndicator
      • - syndrome
      • - syne
      • - synecdoche
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      end line timeout topspin serve net touch rotation fault technical timeout winning shot serve receive formation attack line available sideline double substitution kill percentage line judge the other day رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.