آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ بهمن ۱۴۰۳

      Whine

      waɪn waɪn

      گذشته‌ی ساده:

      whined

      شکل سوم:

      whined

      سوم‌شخص مفرد:

      whines

      وجه وصفی حال:

      whining

      شکل جمع:

      whines

      معنی whine | جمله با whine

      verb - intransitive

      نالیدن، ناله کردن، موییدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      the sick child whined in her sleep.

      کودک بیمار در خواب ناله می‌کرد.

      The puppy would whine whenever it wanted attention.

      توله‌سگ هر زمان که توجه می‌خواست، ناله می‌کرد.

      verb - intransitive

      نق زدن، غر زدن، شکوه و زاری کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      he is always whining about his low salary.

      او همیشه درباره‌ی حقوق کم خود آه‌وناله می‌کند.

      She tends to whine about the weather every winter.

      او تمایل دارد هر زمستان در مورد آب‌وهوا غر بزند.

      verb - transitive

      با آه و ناله گفتن

      He always whines his complaints to anyone who will listen.

      او همیشه شکایات خود را برای هر کسی که گوش می‌دهد، با آه‌وناله تعریف می‌کند.

      I can't stand when he whines his excuses instead of taking responsibility.

      من نمی‌توانم تحمل کنم که او به جای قبول مسئولیت، بهانه‌هایش را با آه‌وناله بیان می‌کند.

      noun

      ناله، مویه، زاری

      The child's whine pierced through the quiet room.

      ناله‌ی کودک سکوت اتاق را شکست.

      She let out a soft whine when she realized she had lost her keys.

      وقتی فهمید کلیدهای خود را از دست داده، ناله‌ی آهسته‌ای کرد.

      noun countable

      شکوه، نق‌نق، غر

      His constant whine about homework made the evening tedious.

      نق‌نق‌های مداوم او در مورد تکالیف، تحمل عصر را سخت می‌کرد.

      The team's whine about the new rules was evident during the meeting.

      غرهای تیم در مورد قوانین جدید در طول جلسه مشهود بود.

      noun countable

      نوعی صدای بلند (صدای هواپیما، حرکت گلوله، بسته شدن در، باد و...)

      The whine of the wind outside the house added to the eerie atmosphere.

      صدای باد بیرون خانه، جو را دلهره‌آورتر کرد.

      The constant whine of the machinery made it hard to concentrate.

      صدای بلند و مداوم ماشین‌آلات، تمرکز کردن را سخت کرده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد whine

      1. noun complaint, cry
        Synonyms:
        gripe grouse grumble moan whimper sob wail plaintive cry
        Antonyms:
        happiness pleasure
      1. verb complain, cry
        Synonyms:
        cry moan groan grumble gripe whimper wail kick fuss carp howl snivel murmur sob drone grouse bellyache mewl pule repine yowl

      سوال‌های رایج whine

      گذشته‌ی ساده whine چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده whine در زبان انگلیسی whined است.

      شکل سوم whine چی میشه؟

      شکل سوم whine در زبان انگلیسی whined است.

      شکل جمع whine چی میشه؟

      شکل جمع whine در زبان انگلیسی whines است.

      وجه وصفی حال whine چی میشه؟

      وجه وصفی حال whine در زبان انگلیسی whining است.

      سوم‌شخص مفرد whine چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد whine در زبان انگلیسی whines است.

      ارجاع به لغت whine

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «whine» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/whine

      لغات نزدیک whine

      • - whin
      • - whinchat
      • - whine
      • - whingding
      • - whinge
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.