آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ آبان ۱۴۰۴

    Drone

    droʊn drəʊn

    گذشته‌ی ساده:

    droned

    شکل سوم:

    droned

    سوم‌شخص مفرد:

    drones

    وجه وصفی حال:

    droning

    شکل جمع:

    drones

    معنی drone | جمله با drone

    noun countable

    پهپاد، هواپیمای بدون سرنشین

    drone, پهپاد، هواپیمای بدون سرنشین

    The military used a drone to conduct surveillance on the enemy's camp.

    ارتش از پهپاد برای نظارت بر اردوگاه دشمن استفاده کرد.

    Drones have revolutionized the way we gather information and conduct aerial operations.

    هواپیماهای بدون سرنشین روش جمع‌آوری اطلاعات و انجام عملیات‌های هوایی را متحول کرده‌اند.

    noun singular

    وزوز، ورور، غوم‌غوم، صدای یکنواخت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    The drone of the engine made it hard to fall asleep.

    صدای موتور باعث شد نتوانم بخوابم.

    The constant drone of insects filled the night air.

    هوای شب پر از وزوز مداوم حشرات بود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the drone of bees

    وزوز زنبورها

    the drone of an electric fan

    ورور بادزن برقی

    noun singular countable

    موسیقی صدای بمِ ممتد

    The bagpipes produce a deep drone that accompanies the melody.

    نی‌انبان، صدای بمِ ممتدی تولید می‌کند که ملودی را همراهی می‌کند.

    In Indian classical music, the drone is often played by a tanpura.

    در موسیقی سنتی هند، نتِ ممتدِ زمینه معمولاً توسط ساز تنپورا نواخته می‌شود.

    noun countable

    موسیقی قسمت بم‌نواز ساز، لوله‌ی بم

    The ensemble included several drone instruments to create a meditative atmosphere.

    در گروه، چند ساز بم‌نواز وجود داشت تا فضایی آرام و مراقبه‌ای ایجاد شود.

    She added a bamboo drone to deepen the sound of the performance.

    او سازی بم‌نواز از بامبو اضافه کرد تا صدای اجرا را عمیق‌تر کند.

    noun countable

    زنبور (عسل) نر

    Drones do not possess a stinger like female bees.

    زنبورهای نر مانند زنبورهای ماده نیش ندارند.

    Drones are often expelled from the hive during the winter months when resources are scarce.

    زنبورهای عسل زن اغلب در ماه‌های زمستان که منابع کمیاب هستند از کندو بیرون رانده می‌شوند.

    verb - intransitive verb - transitive

    وزوز کردن، ورور کردن، غوم‌غوم کردن، ور زدن، یکنواخت حرف زدن، با لحنی یکنواخت حرف زدن

    The teacher droned for a whole hour.

    معلم یک ساعت تمام ور زد.

    A propeller airplane droned overhead.

    هواپیمای پروانه‌دار در هوا غوم‌غوم می‌کرد.

    verb - intransitive verb - transitive

    مفت‌خوری کردن، تن‌پروری کردن، کِش آمدن، ملال‌آور پیش رفتن

    He would rather drone than live by honest labor.

    به‌ جای کار شرافتمندانه ترجیح می‌داد‌ مفت‌خوری کند.

    As the lecture droned on, students began to fall asleep.

    با کش آمدن سخنرانی، دانشجوها یکی‌یکی خوابشان برد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد drone

    1. noun person who is lazy
      Synonyms:
      loafer idler slug sluggard leech parasite sponger lounger
      Antonyms:
      workaholic overachiever
    1. noun continuous noise
      Synonyms:
      sound hum buzz murmur vibration whirr purr
      Antonyms:
      silence quiet
    1. verb making noise continuously
      Synonyms:
      sound hum buzz vibrate chant intone drawl whirr strum thrum purr nasalize bombinate
      Antonyms:
      be quiet silence

    ارجاع به لغت drone

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «drone» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/drone

    لغات نزدیک drone

    • - dromedary
    • - dromond
    • - drone
    • - drool
    • - droop
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.