آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ آذر ۱۴۰۴

      Ferment

      ˈfɜːrment fərˈment ˈfɜːment fəˈment

      گذشته‌ی ساده:

      fermented

      شکل سوم:

      fermented

      سوم‌شخص مفرد:

      ferments

      وجه وصفی حال:

      fermenting

      معنی ferment | جمله با ferment

      verb - intransitive verb - transitive

      تخمیر شدن، تخمیر کردن

      Grape juice ferments and becomes wine.

      آب انگور تخمیر می‌شود و تبدیل به شراب شود.

      Kimchi is made by fermenting vegetables with spices.

      کیمچی با تخمیر سبزیجات همراه با ادویه‌ها ساخته می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The country seemed quiet, but underneath discontent was fermenting.

      کشور درظاهر آرام به نظر می‌آمد؛ ولی نارضایتی در باطن در حال غلیان بود.

      noun uncountable

      آشوب، بی‌نظمی، ناارامی، آشفتگی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      She was thrown into a ferment by his unexpected arrival.

      ورود سرزده‌ی او، خانم را به آشفتگی انداخت.

      Quick-spreading rumors left the city in ferment.

      شایعات زودگستر شهر را به آشوب کشاند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to be in (a state of) ferment

      دست‌خوش آشوب بودن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ferment

      1. noun substance causing chemicals to split into simpler substances
        Synonyms:
        enzyme yeast bacteria bacterium leaven leavening barm mold fermentation agent seethe simmer ebullition
      1. noun agitation, uprising
        Synonyms:
        disturbance commotion uproar turmoil stir disruption excitement unrest tumult fuss hubbub row clamor outcry scene frenzy furor storm to-do flap heat disquiet restlessness turbulence uprising disquietude stew ailment state of unrest convulsion hell broke loose rumble upturn brouhaha imbroglio stink
        Antonyms:
        peace calm happiness pleasure contentedness
      1. verb split into simpler substances; be agitated
        Synonyms:
        boil heat stir up excite provoke inflame foment work bubble rise churn seethe simmer brew sparkle dissolve evaporate foam froth overflow effervesce incite rouse concoct acidify sour leaven ripen moil fester be violent

      سوال‌های رایج ferment

      گذشته‌ی ساده ferment چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده ferment در زبان انگلیسی fermented است.

      شکل سوم ferment چی میشه؟

      شکل سوم ferment در زبان انگلیسی fermented است.

      وجه وصفی حال ferment چی میشه؟

      وجه وصفی حال ferment در زبان انگلیسی fermenting است.

      سوم‌شخص مفرد ferment چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد ferment در زبان انگلیسی ferments است.

      ارجاع به لغت ferment

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ferment» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ferment

      لغات نزدیک ferment

      • - ferlie
      • - fermata
      • - ferment
      • - fermentable
      • - fermentation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.