فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fulmination

ˌfʌlmɪˈneɪʃn̩ ˌfʌlmɪˈneɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    غرش، فحاشی، تهدید
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fulmination

  1. noun tirade, condemnation
    Synonyms: blast, curse, denunciation, diatribe, discharge, explosion, intimidation, invective, obloquy, outburst, philippic, reprobation, warning
    Antonyms: compliment, defense, flattery, praise, support

ارجاع به لغت fulmination

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fulmination» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fulmination

لغات نزدیک fulmination

پیشنهاد بهبود معانی