آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ شهریور ۱۳۹۹

      Wring

      rɪŋ rɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      wrung

      شکل سوم:

      wrung

      معنی wring | جمله با wring

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb

      فشردن، چلاندن، به‌زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      Sherry wrung the clothes out before hanging them on the line.

      قبل از آویختن لباس‌ها روی رجه شری آن‌ها را چلاند.

      wealth wrung from the work of others

      ثروتی که از کار دیگران به دست آمده است

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A confession was wrung from him.

      از او اقرار گرفتند.

      ... give or else the tyrant will wring it out of you.

      .... بده وگرنه ستمگر به زور بستاند.

      He wanted to wring the ducks neck and eat it.

      او می‌خواست گردن اردک را بپیچاند و آن را بخورد.

      A cold smile wrung his mouth.

      لبخند سردی دهان او را کج و معوج کرد.

      She gave the towels another wring.

      حوله‌ها را یک بار دیگر چلاند.

      The suffering of the orphans wrung my heart.

      مصیبت آن یتیمان قلبم را به هم فشرد.

      The mother stood outside the operating room, wringing her hands and crying.

      مادر بیرون اتاق ایستاده بود و دست‌های خود را به‌هم می‌فشرد و گریه می‌کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wring

      1. verb twist, contort
        Synonyms:
        force squeeze extract pinch hurt pain push turn wrest wrench strain compress coerce exact extort screw gouge draw out choke strangle throttle pry shake down
        Antonyms:
        untwist

      Collocations

      wring one's hands

      (به نشان نگرانی یا نومیدی و یا غم و غیره) دست‌های خود را به‌هم مالیدن، به هم فشردن

      Idioms

      wring somebody's neck

      (عامیانه) کشتن، خفه کردن

      سوال‌های رایج wring

      گذشته‌ی ساده wring چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده wring در زبان انگلیسی wrung است.

      شکل سوم wring چی میشه؟

      شکل سوم wring در زبان انگلیسی wrung است.

      ارجاع به لغت wring

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wring» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wring

      لغات نزدیک wring

      • - wriggler
      • - wright
      • - wring
      • - wring one's hands
      • - wring somebody's neck
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.