گذشتهی ساده:
throttledشکل سوم:
throttledسومشخص مفرد:
throttlesوجه وصفی حال:
throttlingشکل جمع:
throttlesدریچهی کنترل (بخار یا بنزین)
He opened the throttle to increase the engine's speed.
او دریچهی کنترل را باز کرد تا سرعت موتور را افزایش دهد.
The mechanic adjusted the throttle to fix the fuel mixture.
مکانیک برای تنظیم نسبت سوخت، دریچهی کنترل را تنظیم کرد.
Reducing the throttle will lower fuel consumption.
کم کردن دریچهی کنترل، مصرف سوخت را کاهش میدهد.
خفه کردن، گلو را فشردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He tried to throttle me during the fight.
او در حین دعوا سعی کرد مرا خفه کند.
She grabbed his neck and tried to throttle him.
او گردنش را گرفت و سعی کرد او را خفه کند.
He throttled the enemy with his bare hands.
فقط با دستان خود (و بدون وسیلهی دیگر) دشمن را خفه کرد.
جلوگیری کردن، مانع شدن، سرکوب کردن
Such regulations will throttle scientific freedom.
اینگونه مقررات موجب سرکوب کردن آزادی علمی خواهد شد.
The new regulations will throttle the company's expansion.
قوانین جدید مانع توسعهی شرکت خواهند شد.
Rising costs throttled the project's progress.
هزینههای روبهافزایش مانع پیشرفت پروژه شدند.
کاهش دادن، کاستن، محدود کردن
I throttled the car down to thirty miles an hour.
سرعت اتومبیل را به سی مایل در ساعت کاهش دادم.
Internet providers sometimes throttle bandwidth during peak hours.
ارائهدهندگان اینترنت گاهی پهنای باند را در ساعات اوج محدود میکنند.
گذشتهی ساده throttle در زبان انگلیسی throttled است.
شکل سوم throttle در زبان انگلیسی throttled است.
شکل جمع throttle در زبان انگلیسی throttles است.
وجه وصفی حال throttle در زبان انگلیسی throttling است.
سومشخص مفرد throttle در زبان انگلیسی throttles است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «throttle» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/throttle