آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ تیر ۱۴۰۵

      Throttle

      ˈθrɑːtl ˈθrɒtl

      گذشته‌ی ساده:

      throttled

      شکل سوم:

      throttled

      سوم‌شخص مفرد:

      throttles

      وجه وصفی حال:

      throttling

      شکل جمع:

      throttles

      معنی throttle | جمله با throttle

      noun countable B2

      دریچه‌ی کنترل (بخار یا بنزین)

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      He opened the throttle to increase the engine's speed.

      او دریچه‌ی کنترل را باز کرد تا سرعت موتور را افزایش دهد.

      The mechanic adjusted the throttle to fix the fuel mixture.

      مکانیک برای تنظیم نسبت سوخت، دریچه‌ی کنترل را تنظیم کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Reducing the throttle will lower fuel consumption.

      کم کردن دریچه‌ی کنترل، مصرف سوخت را کاهش می‌دهد.

      verb - transitive C1

      خفه کردن، گلو را فشردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      He tried to throttle me during the fight.

      او در حین دعوا سعی کرد مرا خفه کند.

      She grabbed his neck and tried to throttle him.

      او گردنش را گرفت و سعی کرد او را خفه کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He throttled the enemy with his bare hands.

      فقط با دستان خود (و بدون وسیله‌ی دیگر) دشمن را خفه کرد.

      verb - transitive

      جلوگیری کردن، مانع شدن، سرکوب کردن

      Such regulations will throttle scientific freedom.

      این‌گونه مقررات موجب سرکوب کردن آزادی علمی خواهد شد.

      The new regulations will throttle the company's expansion.

      قوانین جدید مانع توسعه‌ی شرکت خواهند شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Rising costs throttled the project's progress.

      هزینه‌های روبه‌افزایش مانع پیشرفت پروژه شدند.

      verb - transitive

      کاهش دادن، کاستن، محدود کردن

      I throttled the car down to thirty miles an hour.

      سرعت اتومبیل را به سی مایل در ساعت کاهش دادم.

      Internet providers sometimes throttle bandwidth during peak hours.

      ارائه‌دهندگان اینترنت گاهی پهنای باند را در ساعات اوج محدود می‌کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد throttle

      1. verb choke
        Synonyms:
        control suppress stifle smother inhibit silence gag strangle strangulate burke
        Antonyms:
        free release

      سوال‌های رایج throttle

      گذشته‌ی ساده throttle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده throttle در زبان انگلیسی throttled است.

      شکل سوم throttle چی میشه؟

      شکل سوم throttle در زبان انگلیسی throttled است.

      شکل جمع throttle چی میشه؟

      شکل جمع throttle در زبان انگلیسی throttles است.

      وجه وصفی حال throttle چی میشه؟

      وجه وصفی حال throttle در زبان انگلیسی throttling است.

      سوم‌شخص مفرد throttle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد throttle در زبان انگلیسی throttles است.

      ارجاع به لغت throttle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «throttle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/throttle

      لغات نزدیک throttle

      • - throng
      • - throstle
      • - throttle
      • - throttlehold
      • - throttler
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.