آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ اسفند ۱۴۰۲

      Goose

      ɡuːs ɡuːs

      گذشته‌ی ساده:

      goosed

      شکل سوم:

      goosed

      سوم‌شخص مفرد:

      gooses

      وجه وصفی حال:

      goosing

      شکل جمع:

      geese

      معنی goose | جمله با goose

      noun countable uncountable

      جانورشناسی غاز، گوشت غاز

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      I had a delicious roasted goose for dinner last night.

      دیشب برای شام گوشت غاز برشته‌شده‌ی خوشمزه‌ای خوردم.

      A flock of geese flew overhead.

      دسته‌ای از غازها بالای سرشان پرواز کردند.

      noun countable informal

      قدیمی آدم نادان، آدم ساده‌لوح، آدم احمق، آدم کودن، هالو

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Don't be such a goose!

      اینقدر آدم احمقی نباش!

      That guy is a total goose, always making ridiculous jokes.

      آن پسر هالو همیشه جوک‌های مسخره می‌سازد.

      verb - transitive informal

      سقلمه زدن، زدن

      She playfully goosed her partner as they walked down the street.

      با بازیگوشی شریک زندگی‌اش را درحال راه رفتن در خیابان سقلمه می‌زد.

      The mischievous child tried to goose his friend during the game.

      کودک شیطون در حین بازی سعی کرد دوستش را بزند.

      verb - transitive informal

      انگلیسی آمریکایی تشویق کردن، ترغیب کردن، سر شوق آوردن، مشتاق کردن

      I need to goose myself and start pursuing my goals again.

      باید خودم را تشویق کنم و دوباره به‌دنبال اهدافم بروم.

      Sarah's enthusiasm goosed me up for the upcoming project; I feel motivated now.

      شوروشوق سارا من را برای پروژه‌ی آینده ترغیب کرد؛ الان احساس می‌کنم انگیزه دارم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد goose

      1. noun a stupid person
        Synonyms:
        idiot fool silly simpleton moron dope nitwit simple ass jerk bozo turkey ninny nincompoop imbecile goof jackass fathead goofball ding-dong dip nerd cretin loony cuckoo tomfool schmuck schmo zany mooncalf softhead gander ruin spoil defeat

      Idioms

      a wild goose chase

      آب در هاون کوبیدن، کار بی‌فایده، کار عبث و بیهوده، دنبال نخودسیاه بودن

      set the fox to watch the goose

      گوشت را دست گربه سپردن

      to cook one's goose

      (عامیانه) شانس کسی را از بین بردن، کاسه کوزه‌ی کسی را به هم ریختن

      سوال‌های رایج goose

      گذشته‌ی ساده goose چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده goose در زبان انگلیسی goosed است.

      شکل سوم goose چی میشه؟

      شکل سوم goose در زبان انگلیسی goosed است.

      شکل جمع goose چی میشه؟

      شکل جمع goose در زبان انگلیسی geese است.

      وجه وصفی حال goose چی میشه؟

      وجه وصفی حال goose در زبان انگلیسی goosing است.

      سوم‌شخص مفرد goose چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد goose در زبان انگلیسی gooses است.

      ارجاع به لغت goose

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «goose» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/goose

      لغات نزدیک goose

      • - goop
      • - goosander
      • - goose
      • - goose barnacle
      • - goose egg
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.