شکل جمع:
put-onsانگلیسی آمریکایی گول زدن، سر کسی شیره مالیدن، تظاهر، وانمود کردن، ادا، فریب
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
That smile is just a put-on; she’s upset inside.
آن لبخند فقط تظاهر است؛ او از درون ناراحت است.
Her confidence seemed like a put-on to hide her nervousness.
اعتمادبهنفس او، ادایی بود تا عصبانیتش را پنهان کند.
شکل جمع put-on در زبان انگلیسی put-ons است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «put-on» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/put-on