آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Witticism

ˈwɪtɪsɪzm ˈwɪtɪsɪzm

معنی witticism | جمله با witticism

noun countable

شوخی، بذله‌، لطیفه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

His witticism left everyone in the room laughing uncontrollably.

شوخی او باعث شد همه در اتاق بی‌اختیار بخندند.

The writer's witticisms added a touch of humor to the otherwise serious novel.

بذله‌‌ی نویسنده کمی طنز به این رمان جدی افزود.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد witticism

  1. noun words or actions intended to excite laughter or amusement
  1. noun a message whose ingenuity or verbal skill or incongruity has the power to evoke laughter
    Synonyms:
  1. noun a witty remark.
    Synonyms:

ارجاع به لغت witticism

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «witticism» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/witticism

لغات نزدیک witticism

پیشنهاد بهبود معانی