آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ خرداد ۱۴۰۳

      Gravel

      ˈɡrævl ˈɡrævl

      گذشته‌ی ساده:

      graveled

      وجه وصفی حال:

      graveling

      شکل جمع:

      gravels

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از gravelled به‌ جای graveled استفاده کرد.

      و می‌توان از gravelling به‌ جای graveling استفاده کرد.

      معنی gravel | جمله با gravel

      noun uncountable

      زمین‌شناسی شن، ریگ، ماسه، سنگ‌ریزه، رمل

      a gravel road

      راه پوشیده از ریگ

      The driveway was covered in a layer of gravel.

      راه‌رو با یک لایه شن پوشیده شده بود.

      noun uncountable

      پزشکی سنگ مثانه، سنگ کلیه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The doctor diagnosed the patient with gravel.

      پزشک تشخیص داد که بیمار مبتلا به سنگ کلیه است.

      It is important to drink plenty of water to help flush out gravel from the urinary system.

      نوشیدن مقدار زیادی آب برای کمک به دفع سنگ مثانه از سیستم ادراری مهم است.

      verb - transitive

      با شن پوشاندن، شن پاشیدن

      She decided to gravel the driveway to give it a fresh and tidy appearance.

      او تصمیم گرفت مسیر ورودی را با شن بپوشاند تا ظاهری تمیز و مرتب به آن بدهد.

      The construction workers will gravel the pathway leading to the garden for better accessibility.

      کارگران ساختمانی مسیر منتهی به باغ را برای دسترسی بهتر شن می‌پاشند.

      verb - transitive

      گیج کردن، پریشان کردن

      I was completely graveled by her reasoning.

      استدلال او مرا کاملاً گیج کرد.

      The complex math problem gravelled the students, confounding their efforts to find a solution.

      مسئله‌ی پیچیده‌ی ریاضی دانش‌آموزان را گیج کرد و تلاش آن‌ها برای یافتن راه‌حل را مختل کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gravel

      1. noun pebbles
        Synonyms:
        stones rocks sand shale crushed rock macadam screenings tailings

      سوال‌های رایج gravel

      گذشته‌ی ساده gravel چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده gravel در زبان انگلیسی graveled است.

      شکل جمع gravel چی میشه؟

      شکل جمع gravel در زبان انگلیسی gravels است.

      وجه وصفی حال gravel چی میشه؟

      وجه وصفی حال gravel در زبان انگلیسی graveling است.

      ارجاع به لغت gravel

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «gravel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gravel

      لغات نزدیک gravel

      • - graveclothes
      • - gravedigger
      • - gravel
      • - gravel-blind
      • - gravelly
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.