ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Cod

kɑːd kɑːd kɒd kɒd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable uncountable B1
    جانورشناسی ماهی کاد (=یا گوشت این نوع ماهی)
    • - The cod was swimming near the shore.
    • - ماهی کاد نزدیک ساحل شنا می‌کرد.
    • - Cod is delicious.
    • - گوشت ماهی کاد خوشمزه است.
  • abbreviation adjective adverb
    (با حروف بزرگ) (cash/collect on delivery) پرداخت در زمان تحویل کالا
    • - The goods will be shipped to you COD.
    • - کالا برای شما به‌صورت پرداخت در زمان تحویل ارسال خواهد شد.
    • - a COD package
    • - بسته‌ی پرداخت پس از تحویل
  • abbreviation noun countable
    (codex) کدکس، دفترنامه
    • - The ancient cod contained secrets of the lost civilization.
    • - این کدکس باستانی حاوی اسرار تمدن گمشده بود.
    • - The cod is stolen.
    • - کدکس دزدیده شده است.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cod

  1. noun Major food fish of Arctic and cold-temperate waters
    Synonyms: codfish
  2. verb Harass with persistent criticism or carping
    Synonyms: tease, gull, razz, dupe, rag, slang, tantalize, befool, tantalise, fool, bait, put-on, taunt, take-in, twit, put-one-over, rally, put one across, ride
  3. adverb Collecting the charges upon delivery
    Synonyms: cod, cash-on-delivery
  4. noun The vessel that contains the seeds of a plant (not the seeds themselves)
    Synonyms: pod, seedcase
  5. adjective Payable by the recipient on delivery
    Synonyms: collect

ارجاع به لغت cod

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cod» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cod

لغات نزدیک cod

پیشنهاد بهبود معانی