آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Fragment

      ˈfræɡmənt ˈfræɡmənt ˈfræɡmənt ˈfræɡmənt

      گذشته‌ی ساده:

      fragmented

      شکل سوم:

      fragmented

      سوم‌شخص مفرد:

      fragments

      وجه وصفی حال:

      fragmenting

      شکل جمع:

      fragments

      معنی fragment | جمله با fragment

      noun countable B2

      پاره، خرده، تکه، قطعه، بریده، جز، (اجزا)، بخش، قسمت، شکنه

      he first took blood and bone fragments out of the wound.

      ابتدا خون و خرده استخوان‌ها را از زخم بیرون آورد.

      only a few fragments of the manuscript have survived and they are not legible.

      فقط چندپاره از آن نسخه‌ی خطی باقی مانده است و آن هم خوانا نیست.

      verb - transitive verb - intransitive countable

      تکه کردن، شکنه کردن، پاره پاره کردن، خرد شدن یا کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      the grenade fragmented the statue into thousands of pieces.

      نارنجک مجسمه را به هزاران ذره خرد کرد.

      fragmented thoughts

      افکار ازهم گسیخته

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fragment

      1. noun part, chip
        Synonyms:
        piece bit portion fraction share scrap crumb grain particle morsel chunk lump cut slice end remnant shred sliver bite job atom hunk gob minim iota ace shiver smithereen
        Antonyms:
        whole total entirety
      1. verb break into pieces
        Synonyms:
        split break shatter smash divide disintegrate crumble burst splinter come apart split up disunite rend shiver rive
        Antonyms:
        complete total

      سوال‌های رایج fragment

      گذشته‌ی ساده fragment چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fragment در زبان انگلیسی fragmented است.

      شکل سوم fragment چی میشه؟

      شکل سوم fragment در زبان انگلیسی fragmented است.

      شکل جمع fragment چی میشه؟

      شکل جمع fragment در زبان انگلیسی fragments است.

      وجه وصفی حال fragment چی میشه؟

      وجه وصفی حال fragment در زبان انگلیسی fragmenting است.

      سوم‌شخص مفرد fragment چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fragment در زبان انگلیسی fragments است.

      ارجاع به لغت fragment

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fragment» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fragment

      لغات نزدیک fragment

      • - fragile peace
      • - fragility
      • - fragment
      • - fragmentally
      • - fragmentarily
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.