آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Voucher

      ˈvaʊtʃər ˈvaʊtʃə

      شکل جمع:

      vouchers

      معنی voucher | جمله با voucher

      noun countable

      کوپن، بن، برگه‌ی تخفیف، ووچر

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The company gave each employee a payment voucher for lunch.

      شرکت به هر کارمند کوپنی برای ناهار داد.

      You need to present the voucher at the counter to receive the offer.

      باید برگه‌ی تخفیف را در پیشخوان ارائه دهید تا از تخفیف بهره‌مند شوید.

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی بورسیه، کمک‌هزینه (برای ورود به مدارس خصوصی)

      همچنین می‌توان از education voucher و school voucher استفاده کرد.

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      She used a government voucher to send her son to a private high school.

      او با استفاده از کمک‌هزینه‌ی دولتی پسرش را به دبیرستان خصوصی فرستاد.

      Some believe that education vouchers weaken public schools.

      برخی معتقدند که بورسیه‌های تحصیلی باعث تضعیف مدارس دولتی می‌شوند.

      noun countable

      مدرک، گواه، سند، اثبات

      The accountant filed all the supporting vouchers for the expenses.

      حسابدار تمام مدارک پشتیبان هزینه‌ها را بایگانی کرد.

      He kept the voucher as proof of payment.

      او سند را به‌عنوان اثبات پرداخت نگه داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد voucher

      1. noun receipt
        Synonyms:
        ticket slip note stub check token coupon release notice certificate sales slip proof of purchase chit credential iou debenture
      1. noun a negotiable certificate that can be detached and redeemed as needed
        Synonyms:
        chit statement receipt coupon declaration affirmation affidavit attestator certification bill ticket verifier certificate credential docket note proof

      سوال‌های رایج voucher

      شکل جمع voucher چی میشه؟

      شکل جمع voucher در زبان انگلیسی vouchers است.

      ارجاع به لغت voucher

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «voucher» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/voucher

      لغات نزدیک voucher

      • - vouch
      • - vouchee
      • - voucher
      • - vouchsafe
      • - vouchsafement
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      HHS HH burst into view body dysmorphic disorder baggage claim fragmentation in to grow up in years commissionaire flowerpot foozle hawse homoplastic hoodwink jauntily اندوه انس پایداری تلخیص طوق فواد کشت مرز نظارت ناخن‌خشکی نازک‌نی نرگس ننر نوازنده‌ی زیلوفون نورشناسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.