آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ آبان ۱۴۰۴

      Journalism

      ˈdʒɜrːnəlɪzm ˈdʒɜːnl-ɪzm

      معنی journalism

      noun uncountable B2

      روزنامه‌نگاری

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد journalism

      1. noun reporting
        Synonyms:
        writing news the press newspaper writing broadcast writing the fourth estate

      Collocations

      television journalism

      خبرپراکنی تلویزیونی

      لغات هم‌خانواده journalism

      noun
      journal, journalism, journalist, journalese
      adjective
      journalistic

      سوال‌های رایج journalism

      معنی journalism به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی journalism در زبان فارسی به «روزنامه‌نگاری» یا «خبرنگاری» ترجمه می‌شود.

      روزنامه‌نگاری به فرایند جمع‌آوری، بررسی، نوشتن، و انتشار اخبار و اطلاعات مربوط به رویدادهای مختلف در جامعه گفته می‌شود. این حرفه نقش بسیار مهمی در اطلاع‌رسانی به مردم، شکل‌دهی به افکار عمومی و ارتقاء شفافیت اجتماعی ایفا می‌کند. روزنامه‌نگاران با تحقیق دقیق و بی‌طرفانه، سعی می‌کنند حقایق را به شکلی قابل فهم و دقیق به مخاطبان منتقل کنند.

      رشته‌ی روزنامه‌نگاری شامل انواع مختلفی از فعالیت‌هاست؛ از تهیه گزارش‌های خبری و مصاحبه‌ها گرفته تا تحلیل‌های عمیق و مستندات تحقیقی. این حرفه در رسانه‌های مختلفی مانند روزنامه‌ها، مجلات، رادیو، تلویزیون و فضای دیجیتال فعالیت دارد. با پیشرفت فناوری، روزنامه‌نگاری آنلاین و رسانه‌های اجتماعی نیز به بخش مهمی از این حرفه تبدیل شده‌اند.

      یکی از اصول بنیادین روزنامه‌نگاری، رعایت بی‌طرفی و صحت اطلاعات است. روزنامه‌نگاران باید از منابع معتبر استفاده کنند و از انتشار اطلاعات نادرست یا جهت‌دار پرهیز نمایند. این اخلاق حرفه‌ای باعث می‌شود که مردم به اخبار اعتماد کنند و اطلاعات را به عنوان پایه‌ای برای تصمیم‌گیری‌های خود به کار ببرند.

      علاوه بر اطلاع‌رسانی، روزنامه‌نگاری نقش نظارتی و انتقادی نیز دارد. خبرنگاران می‌توانند با افشای فساد، نقض حقوق بشر، یا مشکلات اجتماعی، فشار لازم را برای اصلاح و بهبود شرایط وارد کنند. این بعد از روزنامه‌نگاری، آن را به یکی از ستون‌های دموکراسی و جامعه مدنی تبدیل کرده است.

      روزنامه‌نگاری هنری است که نیازمند مهارت‌های ارتباطی، تحلیل دقیق، و تعهد به حقیقت است. با توجه به اهمیت روزافزون اطلاعات در جهان امروز، نقش خبرنگاران و روزنامه‌نگاران در شکل‌دهی به افکار عمومی و حمایت از حقوق مردم بیش از پیش برجسته شده است و این حرفه همچنان به عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان جوامع آزاد و آگاه باقی می‌ماند.

      ارجاع به لغت journalism

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «journalism» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/journalism

      لغات نزدیک journalism

      • - journal box
      • - journalese
      • - journalism
      • - journalist
      • - journalistic
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      squishy hawkish dovish Northern Lights anesthetic turn away do up feat gild talisman whether greyhound standard deviation cartogram provide relief اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.