آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Past

      pæst pɑːst

      شکل جمع:

      pasts

      معنی past | جمله با past

      noun adjective adverb preposition uncountable A2

      گذشته، پایان‌یافته، پیشینه، وابسته به زمان گذشته، پیش، ماقبل، ماضی، گذشته از، ماوراء، در ماورای، دور از، پیش از

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      the past week

      هفته‌ی گذشته

      our past problems

      مشکلات پیشین ما

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the past few years

      چند سال گذشته

      The past is a mirror for the future.

      گذشته آینه‌ی آینده است.

      Forget the past!

      گذشته را فراموش کن!

      his past boss

      رئیس قبلی او

      one of the company's past directors

      یکی از مدیران سابق شرکت

      The time for talking is past; it's now time to act.

      وقت حرف‌زدن تمام شده؛ حالا موقع عمل است.

      Winter is past and spring has come.

      زمستان تمام شد و بهار فرا رسیده است.

      a quarter past four

      یک ربع بعد از چهار

      past midnight

      پس از نیمه شب

      It is past my bedtime.

      از وقت به بستر رفتن من گذشته است.

      My father is past seventy.

      پدرم بیشتر از هفتاد سال دارد.

      The bathroom is just past the elevator door.

      مستراح درست بعد از در آسانسور است.

      The railroad runs past the house.

      راه‌آهن از جلو خانه رد می‌شود.

      We pushed past the line of soldiers.

      با فشار از میان صف سربازان رد شدیم.

      He has gone far past other poets in his experiments with language.

      او در تجارب خود در زبان، به مراتب از سایر شعرا فراتر نهاده است.

      The school is about a mile past the bridge.

      مدرسه حدود یک میل بعد از پل است.

      The students ran past us.

      دانش‌آموزان دوان‌دوان از کنار ما رد شدند.

      Finally his past caught up with him.

      بالأخره اعمال گذشته‌اش به سراغش آمد.

      The patient's condition is past hope.

      وضع بیماری جای امید باقی نمی‌گذارد.

      This miracle is past explaining.

      این معجزه در بیان نمی‌گنجد.

      This problem is past solution.

      چاره‌ای بر این مشکل وجود ندارد.

      This car is past it; let's buy a new one.

      این اتومبیل دیگر به درد نمی‌خورد؛ بیا یک اتومبیل نو بخریم.

      I wouldn't put it past him to steal-or even to kill.

      فکر نمی‌کنم دزدی و حتی آدم‌کشی از او بعید باشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد past

      1. adjective preceding, done
        Synonyms:
        previous former prior over done ended finished completed gone ago elapsed spent antecedent anterior foregoing over and done accomplished extinct gone by forgotten precedent
        Antonyms:
        present current future
      1. noun time gone by
        Synonyms:
        history time past old times times past years ago days gone by former times long ago yesterday yore olden days good old days antiquity yesteryear old lang syne time immemorial
        Antonyms:
        present future

      Idioms

      a thing of the past

      غیرمتداول، مربوط به گذشته، غیرمعمول

      a woman with a past

      زن بد سابقه

      past it

      از کار افتاده، پیر، فرسوده، قراضه

      wouldn't put it past (someone to do something)

      از کسی انجام کاری را بعید ندانستن

      سوال‌های رایج past

      شکل جمع past چی میشه؟

      شکل جمع past در زبان انگلیسی pasts است.

      ارجاع به لغت past

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «past» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/past

      لغات نزدیک past

      • - passport office
      • - password
      • - past
      • - past continuous
      • - past few weeks
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.