کالبدشناسی زبرین، قدامی، جلویی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کالبدشناسی
The anterior part of the brain controls voluntary movement.
بخش زبرین مغز حرکت ارادی را کنترل میکند.
a whale's anterior hump
کوژ قدامی نهنگ
The surgeon examined the anterior surface of the liver.
جراح سطح زبرین کبد را معاینه کرد.
Place the sensor on the anterior side of the thigh.
حسگر را روی سمت زبرین ران قرار دهید.
پیشتر، زودتر، پیشین، قبلی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The anterior version of the report contained several errors.
نسخهی پیشین گزارش چندین خطا داشت.
The contract incorporated terms from an anterior agreement.
قرارداد شرایطی را از توافقنامهی قبلی وارد کرده بود.
Evidence from anterior studies supports this conclusion.
شواهد مطالعات قبلی این نتیجه را پشتیبانی میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «anterior» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/anterior