آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ فروردین ۱۴۰۴

    Antiquity

    ænˈtɪkwəti ænˈtɪkwəti

    شکل جمع:

    antiquities

    معنی antiquity | جمله با antiquity

    noun uncountable

    عهد عتیق، روزگار باستان، ایام قدیم، دوران کهن

    In antiquity, people believed in many gods and mythical beings.

    در روزگار باستان، مردم به خدایان متعدد و موجودات اسطوره‌ای اعتقاد داشتند.

    Many of the traditions have their roots in deep antiquity.

    بسیاری از این سنت‌ها ریشه در دوران کهن دارند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    legends of antiquity

    افسانه‌های باستان

    the antiquity of Nowruz customs

    قدمت رسوم نوروزی

    the people of antiquity

    مردم دوران باستان

    The relics left by antiquity

    آثاری که باستانیان از خود به جا گذاشته‌اند

    a rug of great antiquity

    فرشی بسیار کهنسال

    noun countable

    عتیقه، آثار باستانی، اشیاء قدیمی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    The archaeologist carefully examined the antiquities found at the site.

    باستان‌شناس آثار باستانی پیدا شده در این محل را با دقت بررسی کرد.

    He collects antiquities from different civilizations.

    او عتیقه‌هایی از تمدن‌های مختلف جمع‌آوری می‌کند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the Cairo museum of antiquities

    موزه‌ی آثار باستانی قاهره

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد antiquity

    1. noun old object
      Synonyms:
      relic antique ruin
    1. noun oldness
      Synonyms:
      age old age elderliness ancientness archaism archaicism antiqueness hoariness venerableness
      Antonyms:
      newness modernity convention
    1. noun distant past
      Synonyms:
      old days days of old ancient time(s) olden days former age days of yore remote time classical times time immemorial
      Antonyms:
      now

    سوال‌های رایج antiquity

    شکل جمع antiquity چی میشه؟

    شکل جمع antiquity در زبان انگلیسی antiquities است.

    ارجاع به لغت antiquity

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «antiquity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/antiquity

    لغات نزدیک antiquity

    • - antique furniture
    • - antique jewellery
    • - antiquity
    • - antirachitic
    • - antiremonstrant
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.