آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ آذر ۱۴۰۳

      Breeding

      ˈbriːdɪŋ ˈbriːdɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      bred

      شکل سوم:

      bred

      سوم‌شخص مفرد:

      breeds

      توضیحات:

      همچنین در معنای سوم می‌توان از good breeding به‌جای breeding استفاده کرد.

      معنی breeding | جمله با breeding

      noun uncountable

      پرورش، نگهداری، تعلیم‌وتربیت

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      The farm specializes in the breeding of organic livestock.

      این مزرعه در پرورش دام‌های ارگانیک تخصص دارد.

      She focused on the breeding of championship dogs.

      او روی تعلیم‌وتربیت سگ‌های چمپیون تمرکز کرد.

      noun uncountable

      (در حیوانات) تولیدمثل، جفت‌گیری

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      breeding potential

      امکان جفت‌گیری

      Breeding is essential for maintaining healthy livestock populations.

      تولیدمثل برای حفظ جمعیت دام‌های سالم ضروری است.

      noun uncountable

      قدیمی ادب، تربیت، رفتار صحیح

      Tolerance is a sign of breeding.

      نداشتن تعصب نشانه‌ی داشتن رفتار صحیح است.

      Her excellent breeding was evident in the way she greeted everyone at the gathering.

      تربیت عالی‌اش در نحوه‌ی احوال‌پرسی او در جمع مشهود بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد breeding

      1. noun cultivation of person
        Synonyms:
        culture development training upbringing raising nurture schooling manners conduct refinement courtesy ancestry lineage polish civility grace gentility urbanity

      سوال‌های رایج breeding

      گذشته‌ی ساده breeding چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده breeding در زبان انگلیسی bred است.

      شکل سوم breeding چی میشه؟

      شکل سوم breeding در زبان انگلیسی bred است.

      سوم‌شخص مفرد breeding چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد breeding در زبان انگلیسی breeds است.

      ارجاع به لغت breeding

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «breeding» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/breeding

      لغات نزدیک breeding

      • - breeder
      • - breeder reactor
      • - breeding
      • - breeding ground
      • - breeks
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.