آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ تیر ۱۴۰۴

      Mood

      muːd muːd

      شکل جمع:

      moods

      معنی mood | جمله با mood

      noun countable B1

      وضع، حالت، خلق‌وخو، روحیه، دل‌ودماغ، حوصله، احساس

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      He was in a jolly mood today.

      او امروز روحیه‌ی شادی داشت.

      A mood of gloom pervades the whole novel.

      حالت حزن سرتاسر رمان را فرا گرفته است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Leave him alone for now, he is in a very bad mood.

      الان سراغش نرو که خلقش خیلی تنگ است.

      The country is in a mood for change.

      کشور خواستار دگرگونی است.

      I am not in a mood to dance.

      دل‌ودماغ رقصیدن را ندارم.

      I am not in the mood to listen to her.

      حوصله‌ی شنیدن حرف‌های او را ندارم.

      Don't ask him for money when he is in one of his moods!

      وقتی که خلق او سگ می‌شود از او پول نخواه!

      noun countable

      دستور زبان وجه (حالت دستوری فعل)

      link-banner

      آموزش دستور زبان انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Some languages, like Spanish, have more complex verb moods than English.

      برخی زبان‌ها مانند اسپانیایی، وجه‌های فعلی پیچیده‌تری نسبت به انگلیسی دارند.

      Learning the different moods of verbs can be challenging for new language learners.

      یادگیری وجه‌های مختلف افعال می‌تواند برای زبان‌آموزان تازه‌کار چالش‌برانگیز باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      subjunctive mood

      وجه شرطی (یا الزامی)

      indicative mood

      وجه اخباری

      imperative mood

      وجه امری

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mood

      1. noun state of mind
        Synonyms:
        feeling emotion temper disposition attitude humor frame of mind spirit mind character tendency inclination desire affection response condition personality air color tenor semblance aura bent vein fancy wish pleasure strain blues melancholy depression doldrums dumps high spirits individuality low spirits timbre scene soul caprice whim vagary crotchet
        Antonyms:
        health

      Collocations

      mood lightens

      روحیه بهتر می‌شود، حال خوش می‌شود

      festive mood

      حال و هوای جشن/شادمانی

      لغات هم‌خانواده mood

      noun
      mood, moodiness
      adjective
      moody
      adverb
      moodily

      سوال‌های رایج mood

      معنی mood به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Mood» در زبان فارسی به «حالت روحی» یا «حال و هوا» ترجمه می‌شود.

      حالت روحی یا mood یکی از مفاهیم بنیادی در روان‌شناسی و زندگی روزمره انسان است که به وضعیت عاطفی و احساسی فرد در یک بازه زمانی مشخص اشاره دارد. این حالت می‌تواند مثبت، منفی یا خنثی باشد و بر رفتار، افکار و حتی سلامت جسمانی تأثیرگذار است. به‌عنوان مثال، شخصی که در حالت روحی خوبی قرار دارد، ممکن است انرژی بیشتری داشته باشد، خلاق‌تر باشد و روابط اجتماعی بهتری برقرار کند. برعکس، یک حالت روحی منفی می‌تواند باعث کاهش انگیزه، افزایش استرس و حتی بروز مشکلات جسمانی شود.

      در زندگی روزمره، ما دائماً در حال تغییر حالت‌های روحی هستیم؛ این تغییرات می‌توانند به عوامل مختلفی مانند اتفاقات بیرونی، تغییرات فیزیولوژیکی، خواب، تغذیه، و تعاملات اجتماعی بستگی داشته باشند. همچنین، mood با احساسات (emotions) متفاوت است؛ احساسات معمولاً کوتاه‌مدت و شدیدتر هستند، در حالی که حالت روحی می‌تواند طولانی‌تر و مبهم‌تر باشد. برای مثال، احساس خشم ممکن است چند دقیقه دوام داشته باشد، اما یک حالت روحی مانند افسردگی می‌تواند روزها یا هفته‌ها ادامه پیدا کند.

      در هنر و ادبیات، خلق حال و هوا یا mood یک اثر هنری یکی از عوامل کلیدی در تأثیرگذاری آن بر مخاطب است. موسیقی، نقاشی، ادبیات و فیلم‌ها با استفاده از رنگ‌ها، کلمات، صداها و ریتم‌ها سعی می‌کنند یک mood خاص ایجاد کنند تا مخاطب را به احساس یا تفکری مشخص هدایت کنند. برای مثال، موسیقی آرام و ملایم ممکن است حالت روحی آرامش‌بخش ایجاد کند، در حالی که موسیقی پرانرژی و سریع می‌تواند هیجان یا اضطراب را منتقل کند.

      در روان‌شناسی و حوزه‌های درمانی، بررسی و مدیریت حالت‌های روحی اهمیت زیادی دارد. ابزارهایی مانند تست‌های روان‌سنجی، مشاوره و تکنیک‌های درمانی به افراد کمک می‌کنند تا حالت‌های روحی منفی یا نامتعادل خود را شناسایی و کنترل کنند. همچنین، روش‌های ساده‌ای مانند ورزش، مدیتیشن، تغییر محیط یا معاشرت با دوستان می‌توانند mood را بهبود ببخشند و کیفیت زندگی را افزایش دهند.

      mood یک جزء جدایی‌ناپذیر از تجربه‌ی انسانی است که بر شیوه‌ی دیدن جهان، تصمیم‌گیری‌ها و روابط ما با دیگران تأثیر می‌گذارد. توجه به این حالت‌ها و شناخت عوامل مؤثر بر آن، به ما کمک می‌کند زندگی روانی متعادل‌تر و سالم‌تری داشته باشیم و بهتر بتوانیم با چالش‌های روزمره مواجه شویم.

      شکل جمع mood چی میشه؟

      شکل جمع mood در زبان انگلیسی moods است.

      ارجاع به لغت mood

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mood» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/mood

      لغات نزدیک mood

      • - moo goo gai pan
      • - mooch
      • - mood
      • - mood lightens
      • - mood swing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.