شکل جمع:
roommatesهماتاقی
My roommate and I decided to split the cost of groceries this month.
من و هماتاقیام تصمیم گرفتیم هزینهی خواربار این ماه را تقسیم کنیم.
The study investigated the impact of roommate compatibility on academic performance among first-year university students.
این مطالعه تأثیر سازگاری هماتاقی بر عملکرد تحصیلی دانشجویان سال اول دانشگاه را بررسی کرد.
انگلیسی آمریکایی همخانه، هممنزل
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
It's important to establish clear boundaries with your roommate to avoid conflicts.
برای جلوگیری از درگیریها، مهم است که مرزهای روشنی را با همخانهتان تعیین کنید.
While communal living can foster social development, potential conflicts with a roommate regarding shared responsibilities require effective communication strategies.
درحالیکه زندگی مشترک میتواند به رشد اجتماعی کمک کند، درگیریهای احتمالی با همخانه در مورد مسئولیتهای مشترک نیازمند استراتژیهای ارتباطی مؤثر است.
شکل جمع roommate در زبان انگلیسی roommates است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «roommate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/roommate