آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Crony

ˈkroʊni ˈkrəʊni

معنی crony | جمله با crony

noun

دوست صمیمی، رفیق موافق، هم‌اطاق

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

Ali's bad cronies led him astray.

دوستان ناباب، علی را از راه به در کردند.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد crony

ارجاع به لغت crony

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «crony» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/crony

لغات نزدیک crony

پیشنهاد بهبود معانی