آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Insipid

ɪnˈsɪpɪd ɪnˈsɪpɪd

صفت تفضیلی:

more insipid

صفت عالی:

most insipid

معنی insipid | جمله با insipid

adjective

بی‌روح، ملالت‌بار، کسل‌کننده، خسته‌کننده، نچسب

Manoochehr's insipid jokes

شوخی‌های کسل‌کننده‌ی منوچهر

the insipid, long talk of the bearded man

صحبت خسته‌کننده و طولانی آن مرد ریش‌دار

adjective

بی‌مزه، بی‌طعم، بدمزه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

insipid boiled cabbage

کلم جوشانده‌ی بی‌مزه

insipid fast food

فست‌فود بدمزه

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد insipid

  1. adjective tasteless
    Synonyms:

سوال‌های رایج insipid

صفت تفضیلی insipid چی میشه؟

صفت تفضیلی insipid در زبان انگلیسی more insipid است.

صفت عالی insipid چی میشه؟

صفت عالی insipid در زبان انگلیسی most insipid است.

ارجاع به لغت insipid

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «insipid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/insipid

لغات نزدیک insipid

پیشنهاد بهبود معانی