آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مهر ۱۴۰۵

      Pregnant

      ˈpreɡnənt ˈpreɡnənt

      صفت تفضیلی:

      more pregnant

      صفت عالی:

      most pregnant

      معنی pregnant | جمله با pregnant

      adjective B1

      باردار، حامله، آبستن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      She is six months pregnant.

      او شش ماهه باردار است.

      Access to adequate prenatal care is crucial for the health outcomes of both the mother and the fetus when a woman is pregnant.

      دسترسی به مراقبت‌های دوران بارداری کافی برای نتایج سلامتی هم مادر و هم جنین در زمانی که زن باردار است، حیاتی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to become pregnant

      آبستن شدن

      adjective C1

      معنادار، پربار، پرمعنا، پر از مفهوم، پر‌معنی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      a pregnant silence

      سکوت پرمعنی

      The economist's report, though concise, was pregnant with significant implications for future policy decisions.

      گزارش اقتصاددان، هرچند مختصر، اما حاوی پیامدهای پرباری برای تصمیمات آتی سیاست‌گذاری بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the pregnant imagination of this poet

      تخیل پربار این شاعر

      adjective C2

      ‫پر، مملو‬، سرشار، غنی از

      The artist's minimalist sculpture, though seemingly simple, was pregnant with profound philosophical implications, inviting viewers to contemplate its meaning.

      مجسمه‌ی مینیمالیستی هنرمند گرچه به‌ظاهر ساده بود، اما سرشار از مفاهیم فلسفی عمیق بود و بینندگان را به تأمل در معنای آن دعوت می‌کرد.

      The future is pregnant with dangerous events.

      آینده مملو از حوادث خطرناکی است.

      adjective

      ‫پراهمیت‬، مهم

      Understanding the nuances of cultural exchange is pregnant for fostering international relations and cooperation.

      درک ظرافت‌های تبادل فرهنگی برای تقویت روابط و همکاری‌های بین‌المللی بسیار مهم است.

      The discovery of a new species is pregnant with implications for evolutionary biology.

      کشف گونه‌ای جدید مملو از مفاهیم مهم برای زیست‌شناسی تکاملی است.

      adjective

      ‫مبتکر‬، ‫پرمایه‬

      Discuss how a pregnant narrative style can enhance the reader's engagement with complex historical texts.

      بحث کنید که چگونه یک سبک روایی پرمایه می‌تواند تعامل خواننده را با متون تاریخی پیچیده افزایش دهد.

      The artist's pregnant mind was always brimming with new and innovative ideas for his sculptures.

      ذهن مبتکر‬ هنرمند همیشه سرشار از ایده‌های جدید و نوآورانه برای مجسمه‌هایش بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pregnant

      1. adjective carrying developing offspring within the body
        Synonyms:
        expecting with child enceinte expectant gestating gravid carrying a child in family way preggers heavy hopeful abundant replete teeming fraught fertile fruitful productive prolific fecund parous parturient
      1. adjective significant, meaningful
        Synonyms:
        important meaningful weighty telling pointed cogent expressive suggestive momentous loaded charged consequential rich eloquent original creative inventive seminal redolent fecund sententious imaginative
        Antonyms:
        insignificant trivial unmeaningful

      Collocations

      get pregnant

      باردار شدن

      become pregnant

      باردار شدن (bardar shodan), حامله شدن (hamele shodan)

      سوال‌های رایج pregnant

      صفت تفضیلی pregnant چی میشه؟

      صفت تفضیلی pregnant در زبان انگلیسی more pregnant است.

      صفت عالی pregnant چی میشه؟

      صفت عالی pregnant در زبان انگلیسی most pregnant است.

      معنی pregnant به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «pregnant» در زبان فارسی به «باردار» ترجمه می‌شود.

      این واژه در زبان انگلیسی صفتی است که به وضعیت زنی اشاره دارد که جنین در رحم خود دارد. از نظر پزشکی و زیستی، بارداری یکی از مراحل طبیعی چرخه‌ی تولیدمثل انسان و بسیاری از پستانداران است که طی آن موجود جدیدی در بدن مادر رشد و تکامل پیدا می‌کند. واژه‌ی «pregnant» علاوه بر معنای اصلی پزشکی، در زبان انگلیسی کاربردهای استعاری و ادبی نیز دارد که بر غنای معنایی آن افزوده است.

      در بُعد علمی و زیستی، «pregnant» معمولاً برای توصیف زنانی به‌کار می‌رود که در دوران بارداری هستند. این دوره به‌طور معمول حدود ۹ ماه (۴۰ هفته) به طول می‌انجامد و شامل مراحل مختلفی از رشد جنین می‌شود. استفاده از این واژه در متون پزشکی، راهنماهای سلامت و گفت‌وگوهای روزمره بسیار رایج است. برای نمونه، جمله‌ی She is pregnant with her first child به معنای «او اولین فرزندش را باردار است» بیان می‌کند که زن در حال گذراندن دوره‌ای مهم از زندگی خویش است.

      از نظر عاطفی و اجتماعی، واژه‌ی «pregnant» بار معنایی بسیار مثبتی دارد و اغلب با مفاهیمی چون امید، تولد، آینده و تداوم نسل همراه است. این کلمه نه‌تنها به وضعیت فیزیکی مادر اشاره دارد، بلکه نشان‌دهنده‌ی انتظار برای آمدن یک زندگی تازه است. در فرهنگ‌های مختلف، بارداری به‌عنوان دوره‌ای پر از شور و اشتیاق، در عین حال پر از مسئولیت و مراقبت، توصیف می‌شود و «pregnant» در این بستر فرهنگی معنایی فراتر از زیست‌شناسی می‌یابد.

      از نظر زبانی، «pregnant» گاهی به شکل استعاری به‌کار می‌رود. برای مثال، در عبارت a pregnant pause (مکث باردار یا مکث پرمعنا) این واژه دیگر به بارداری جسمی اشاره ندارد، بلکه به سکوتی اشاره می‌کند که پر از معنا، انتظار یا پیام‌های ناگفته است. این کاربرد استعاری باعث شده که «pregnant» نه‌تنها در علوم پزشکی بلکه در ادبیات و زبان روزمره نیز حضور فعالی داشته باشد.

      کاربرد «pregnant» در ادبیات و نوشتار رسمی نیز شایان توجه است. نویسندگان و شاعران گاهی از این واژه برای اشاره به بار معنوی یا محتوای پنهان یک موقعیت استفاده می‌کنند. برای نمونه، گفته می‌شود که یک نگاه یا جمله می‌تواند «pregnant with meaning» باشد؛ یعنی آن نگاه یا جمله سرشار از مفهوم و معناهای ضمنی است. چنین استفاده‌ای نشان می‌دهد که این واژه ظرفیت بالایی برای انتقال مفاهیم پیچیده‌تر دارد.

      «pregnant» واژه‌ای بسیار زیبا است که هم در معنای اصلی خود یعنی بارداری نقش حیاتی دارد و هم در معنای مجازی‌اش به توصیف موقعیت‌ها و لحظاتی می‌پردازد که پر از معنا، انتظار یا پتانسیل هستند. این دوگانگی در کاربرد، باعث شده که «pregnant» یکی از واژه‌های غنی و پرکاربرد در زبان انگلیسی باشد.

      ارجاع به لغت pregnant

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pregnant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pregnant

      لغات نزدیک pregnant

      • - pregnable
      • - pregnancy
      • - pregnant
      • - preheat
      • - prehensile
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.