آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ دی ۱۴۰۴

    Loaded

    ˈloʊdɪd ˈləʊdɪd

    معنی loaded | جمله با loaded

    adjective

    پر، مسلح (دارای گلوله)

    All firearms must be treated as if they were loaded at all times.

    باید همیشه با هر سلاح گرم چنان رفتار کرد که گویی مسلح است.

    He didn’t realize that the rifle was loaded when he picked it up.

    وقتی تفنگ را برداشت، متوجه نبود که پر است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a loaded rifle

    تفنگ پر

    a loaded ship

    کشتی بارشده

    adjective

    غذا و آشپزی شکم‌پر، پر از مخلفات، پوشیده از مواد خوراکی

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    She ordered a loaded burger stacked with extra cheese, mushrooms, and crispy onions.

    او، برگری پر از مخلفات با پنیر اضافه، قارچ و پیاز سوخاری سفارش داد.

    He loves ordering loaded hot dogs with mustard and grilled onions.

    او عاشق سفارش هات‌داگ پر از مخلفات با خردل و پیاز کبابی است.

    adjective

    جانب‌دارانه، سوگیرانه، جهت‌دار

    The media coverage of the issue appeared loaded.

    پوشش رسانه‌ای این موضوع، سوگیرانه به نظر می‌رسید.

    The survey questions were loaded, encouraging respondents to support the proposed policy.

    پرسش‌های نظرسنجی جهت‌دار بود و پاسخ‌دهندگان را به حمایت از سیاست پیشنهادی تشویق می‌کرد.

    adjective

    دستکاری‌شده (تاس)

    After testing the equipment, the referee confirmed that none of the dice were loaded.

    داور پس‌از آزمایش تجهیزات تأیید کرد که هیچ‌یک از تاس‌ها دستکاری‌شده نیستند.

    Using loaded dice gives an unfair advantage.

    استفاده از تاس دستکاری‌شده، مزیتی ناعادلانه ایجاد می‌کند.

    adjective informal

    پول‌دار، ثروتمند، متمول

    Only someone who is loaded can afford a house in that neighborhood.

    فقط کسی که پول‌دار باشد می‌تواند در آن محله خانه بخرد.

    She may look modest, but believe me, she’s absolutely loaded.

    شاید ظاهری ساده داشته باشد، اما باور کن ثروتمند است.

    adjective slang

    انگلیسی آمریکایی مست

    The police stopped the driver, who was loaded after the party.

    پلیس، راننده‌ای را متوقف کرد که بعداز مهمانی مست بود.

    They came back from the bar completely loaded and laughing loudly.

    آن‌ها از بار برگشتند و کاملاً مست بودند و با صدای بلند می‌خندیدند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد loaded

    1. adjective supplied with a load
      Synonyms:
      heavy burdened weighted laden heavy-laden ladened
    1. adjective ready to discharge; said of firearms
      Synonyms:
      ready ready to fire ready to shoot readied primed charged impure adulterated doctored alloyed sophisticated
      Antonyms:
      unloaded unprimed uncharged
    1. adjective intoxicated
      Synonyms:
      drunk boozy tipsy tight soused sloshed inebriated drunken stewed plastered smashed bombed stoned high lit blind-drunk pissed boozed tanked cockeyed looped pickled blotto sozzled potted fuddled pie-eyed gassed stinking stinko zonked slopped soaked squiffy stiff wet blind inebriate sodden besotted crapulent crapulous pixilated wired crocked
      Antonyms:
      unloaded
    1. adjective possessing a large amount of money, land, or other material possessions
      Synonyms:
      wealthy rich affluent moneyed flush
    1. adjective tricky
      Synonyms:
      touchy deceitful leading

    Collocations

    loaded dice

    (در بازی‌های با تاس مانند نرد) تاس تقلبی

    ارجاع به لغت loaded

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «loaded» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/loaded

    لغات نزدیک loaded

    • - load the dice
    • - load time
    • - loaded
    • - loaded dice
    • - loader
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.