با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Lit

lɪt lɪt lɪt lɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • مصدر:

    light
  • گذشته‌ی ساده:

    lighted
  • شکل سوم:

    lit
  • سوم شخص مفرد:

    lights
  • وجه وصفی حال:

    lighting
  • گذشته‌ی ساده و شکل سوم فعل light
    • - She lit the candles on the birthday.
    • - او در روز تولد شمع‌ها را روشن کرد.
    • - The streetlights were automatically lit as darkness fell.
    • - با تاریک شدن هوا چراغ‌های خیابان به طور خودکار روشن می‌شدند.
  • uncountable abbreviation noun
    ادبیات (literature)
    • - She studied lit in college and now works as a book editor.
    • - او در کالج ادبیات خوانده و اکنون به عنوان ویراستار کتاب کار می‌کند.
    • - I have always had a passion for lit and enjoy reading classic novels.
    • - همیشه علاقه‌ی زیادی به ادبیات داشتم و از خواندن رمان‌های کلاسیک لذت می‌برم.
  • adjective slang
    معرکه، محشر، خفن
    • - We went to a lit restaurant for dinner. 
    • - برای شام به یه رستوران معرکه رفتیم.
    • - The movie we watched last night was so lit.
    • - فیلمی که دیشب دیدیم خیلی محشر بود.
  • adjective slang
    مست، نشئه
    • - The police officer suspected the driver was lit and conducted a sobriety test.
    • - افسر پلیس به مست بودن راننده مشکوک شد و آزمایش هوشیاری انجام داد.
    • - She was so lit that she couldn't even walk in a straight line.
    • - او آن‌قدر نشئه بود که حتی نمی‌توانست راست راه برود.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت lit

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «lit» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/lit

لغات نزدیک lit

پیشنهاد و بهبود معانی