آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Potted

ˈpɑːt̬ɪd ˈpɒtɪd

معنی potted | جمله با potted

adjective

در کوزه ریخته، کوزه کرده، در ظرف ریخته، قرمه‌شده، قرمه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

a potted plant

گیاه گلدانی

a potted biography

زیست‌نامه‌ی مختصر و سطحی

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد potted

  1. adjective stupefied, intoxicated, or otherwise influenced by the taking of drugs
    Synonyms:
    high stoned doped drugged lit turned-on spaced-out zonked hopped-up wiped-out
  1. adjective of plants; planted or grown in a pot
    Antonyms:
    unpotted

ارجاع به لغت potted

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «potted» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/potted

لغات نزدیک potted

پیشنهاد بهبود معانی