Boozy

ˈbuːzi ˈbuːzi
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • adjective
    وابسته به مشروب، مست
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد boozy

  1. adjective Stupefied, excited, or muddled with alcoholic liquor
    Synonyms: drunken, besotted, crapulent, crapulous, drunk, inebriate, inebriated, intoxicated, sodden, tipsy, cockeyed, stewed, blind, bombed, boozed, crocked, high, bibulous, lit, loaded, looped, pickled, pixilated, plastered, potted, sloshed, smashed, soused, stinking, stinko, stoned, tight, zonked, sottish

ارجاع به لغت boozy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «boozy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/boozy

لغات نزدیک boozy

پیشنهاد بهبود معانی