سومشخص مفرد:
drugsوجه وصفی حال:
druggingمسموم، تحتتأثیر موادمخدر، نشئه، مست
It has further been alleged that his food was drugged.
بنابه گفتهها غذا را مسموم کرده بودند.
The ethical implications of administering substances that could leave a subject drugged and unable to consent are a major concern in medical trials, particularly regarding vulnerable populations.
پیامدهای اخلاقی تجویز موادی که میتواند یک فرد را نشئه و ناتوان از رضایتدهی کند، نگرانی عمدهای در آزمایشات پزشکی بهویژه در مورد جمعیتهای آسیبپذیر است.
I like sane people, and loathe drunk people, drugged people, crazy people.
از آدمهای عاقل خوشم میآید و از مستها، نئشهها و دیوانهها بدم میآید.
حالت مستی، حالت نشئگی، تحتتأثیر موادمخدر (در رانندگی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The suspect was clearly drugged and barely coherent during the interrogation.
مظنون بهوضوح تحتتأثیر موادمخدر بود و در طول بازجویی بهسختی منسجم صحبت میکرد.
Research indicates that a significant percentage of traffic fatalities involve drivers who were drugged.
تحقیقات نشان میدهد که درصد قابل توجهی از تلفات ترافیکی مربوط به رانندگانی است که حالت مستی بودهاند.
وجه وصفی حال drugged در زبان انگلیسی drugging است.
سومشخص مفرد drugged در زبان انگلیسی drugs است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «drugged» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/drugged