آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Lists

      American: ˈlɪsts British: lɪsts

      گذشته‌ی ساده:

      listed

      شکل سوم:

      listed

      وجه وصفی حال:

      listing

      معنی lists

      plural A2

      (قرون وسطی) نرده‌ی چوبی بلند دور محوطه‌ی مسابقه یا رزم سلحشوران، محوطه‌ی هماوری رزمی، زمین مسابقه‌ی سلحشوران

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست
      plural

      (مجازی) رزمگاه، محل رقابت شدید، برخوردگاه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد lists

      1. verb to make an effort to hear something
        Synonyms:
        listens hearkens harks
      1. verb to cultivate with a lister
        Synonyms:
        cultivates prepares seeds
      1. verb cause to lean to the side
        Synonyms:
        slants inclines leans pitches heels enumerates itemizes
        Antonyms:
        straightens lies
      1. verb enumerate
        Synonyms:
        counts numbers names registers enrolls books records files posts notes indexes tables charts itemizes specifies details particularizes arranges classifies inserts places schedules drafts bills invoices slates tallies enumerates manifests briefs slopes inclines leans tilts cants slants rolls rakes heels polls enters tabulates tips inscribes
        Antonyms:
        removes forgets obliterates
      1. verb to register in or as if in a book
        Synonyms:
        books enrolls inscribes
      1. noun the property possessed by a line or surface that departs from the vertical
        Synonyms:
        inclinations leanings tilts leans arrangements programs outlines schedules directories guides records inventories registers accounts catalogs catalogues rosters panels drafts musters lineups agendum agendums briefs archive index rolls slates ballots polls tallies censuses enrollments repertoires prospectuses syllabi memoranda canons tariffs vocabularies lexica repertories enumerations glossaries dictionaries bills-of-fare menus bibliographies dockets invoices bills-of-lading
      1. noun deviation from a particular direction
        Synonyms:
        inclinations slopes tilts leans slants gradients grades tips cants rakes heels

      Idioms

      enter the lists

      وارد مسابقه (یا رقابت یا رزم) شدن

      سوال‌های رایج lists

      گذشته‌ی ساده lists چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده lists در زبان انگلیسی listed است.

      شکل سوم lists چی میشه؟

      شکل سوم lists در زبان انگلیسی listed است.

      وجه وصفی حال lists چی میشه؟

      وجه وصفی حال lists در زبان انگلیسی listing است.

      ارجاع به لغت lists

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lists» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/lists

      لغات نزدیک lists

      • - listing
      • - listless
      • - lists
      • - liszt
      • - lit
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      future employer germanium gan gargle gaza gelatinize generation genesis gemini get down to business give a lecture global village go after gout golden rule به‌روزرسانی نوبهار هم‌فکری کورتن راه‌ورسم راهیابی سورپریز شدت قرقی مجله بستنی یخی بی‌عاطفگی بی‌محابا کم‌حرف موسیقی بی‌کلام
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.