Cuspidate

American: ˈkʌspɪdeɪt British: ˈkʌspɪdeɪt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

adjective
نوک‌دار، شاخ‌دار، منتهی به نوک تیز

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- cuspidate leaf
- برگ نوک تیز
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cuspidate

  1. adjective having an end that tapers to a point
    Synonyms:
    pointed pointy sharp acute acuminate cusped cuspidal cuspate cuspidated cuspated mucronate aciculate acicular aciculated

ارجاع به لغت cuspidate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cuspidate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cuspidate

لغات نزدیک cuspidate

پیشنهاد بهبود معانی