آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۸ آذر ۱۴۰۴

    Insensitive

    ɪnˈsensətɪv ɪnˈsensətɪv

    صفت تفضیلی:

    more insensitive

    صفت عالی:

    most insensitive

    معنی insensitive | جمله با insensitive

    adjective C1

    بی‌حس، بی‌عاطفه، بی‌احساس، بی‌ملاحظه، بی‌تفاوت

    He was insensitive to the needs of his aged father.

    او نسبت به خواسته‌های پدر پیرش بی‌اعتنا بود.

    It’s insensitive to ignore how stressed she has been lately.

    بی‌تفاوتی نسبت به این‌که او اخیراً چقدر تحت فشار بوده، بی‌رحمی است.

    adjective

    بی‌حس، بی‌واکنش، مقاوم

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    Some materials are completely insensitive to moisture.

    برخی مواد نسبت به رطوبت کاملاً مقاوم هستند.

    After the surgery, the patient’s hand was insensitive for several hours.

    پس‌از عمل جراحی، دست بیمار برای چند ساعت بی‌حس بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد insensitive

    1. adjective indifferent, callous
      Synonyms:
      uncaring unconcerned unfeeling callous heartless hard tough coldhearted hardhearted hardened unresponsive aloof imperceptive feelingless thick-skinned incurious crass tactless obtuse bloodless hard as nails stony hard-boiled unsusceptible
      Antonyms:
      caring concerned sensitive responsive feeling mindful impressionable
    1. adjective numb
      Synonyms:
      unfeeling deadened senseless dead anesthetized insensible numbed immune to asleep nonreactive impervious to
      Antonyms:
      feeling aware touched sensate

    سوال‌های رایج insensitive

    صفت تفضیلی insensitive چی میشه؟

    صفت تفضیلی insensitive در زبان انگلیسی more insensitive است.

    صفت عالی insensitive چی میشه؟

    صفت عالی insensitive در زبان انگلیسی most insensitive است.

    ارجاع به لغت insensitive

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «insensitive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/insensitive

    لغات نزدیک insensitive

    • - insensibility
    • - insensible
    • - insensitive
    • - insensitively
    • - insentience
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    award partnership capable outdated notion city centre downtown good for you good for someone work over overtime berry drag fun confederation کم‌قیمت نائورو نقاب‌دار ولایت عهد هضم کردن موش‌خرما پدل اتاق سیگار اجتناب اسفل اضطراب اعظم اقدام التهاب الزام
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.