صفت تفضیلی:
more insensitiveصفت عالی:
most insensitiveبیحس، بیعاطفه، بیاحساس، بیملاحظه، بیتفاوت
He was insensitive to the needs of his aged father.
او نسبت به خواستههای پدر پیرش بیاعتنا بود.
It’s insensitive to ignore how stressed she has been lately.
بیتفاوتی نسبت به اینکه او اخیراً چقدر تحت فشار بوده، بیرحمی است.
بیحس، بیواکنش، مقاوم
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Some materials are completely insensitive to moisture.
برخی مواد نسبت به رطوبت کاملاً مقاوم هستند.
After the surgery, the patient’s hand was insensitive for several hours.
پساز عمل جراحی، دست بیمار برای چند ساعت بیحس بود.
صفت تفضیلی insensitive در زبان انگلیسی more insensitive است.
صفت عالی insensitive در زبان انگلیسی most insensitive است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «insensitive» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/insensitive