روانشناسی عامیانه بیملاحظه، بدون مبادی آداب، بیمهارت، بیسلیقه، بینزاکت (سخن یا رفتاری که بدون فکر کردن انجام میشود و باعث رنجش دیگران میشود)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
It was a bit tactless of you to ask him about his ex-wife when he is still so upset.
این رفتار تو کمی بیملاحظه بود به طوری که او هنوز اینقدر ناراحت است که دربارهی همسر سابقش سوال پرسیدی.
That was a tactless joke at the wrong time.
آن شوخی در آن موقعیت بیجا و بیملاحظه بود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «tactless» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tactless