Unintelligent

ənɪnˈtelədʒənt ˌʌnɪnˈtelɪdʒənt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective
بی‌هوش، بی‌استعداد، کودن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد unintelligent

  1. adjective stupid
    Synonyms:
    dumb foolish simple slow brainless dense mindless senseless unthinking witless idiotic moronic inane pointless meaningless deficient empty-headed thick-headed doltish simpleminded half-witted not intelligent mentally deficient imbecilic mentally handicapped

ارجاع به لغت unintelligent

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unintelligent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unintelligent

لغات نزدیک unintelligent

پیشنهاد بهبود معانی