Frank

fræŋk fræŋk
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    franked
  • شکل سوم:

    franked
  • سوم‌شخص مفرد:

    franks
  • وجه وصفی حال:

    franking
  • شکل جمع:

    franks
  • صفت تفضیلی:

    franker
  • صفت عالی:

    frankest

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective adverb noun verb - transitive
رک‌گو، بی‌پرده حرف زن، رک، بی‌پرده، صریح، نیرومند، مجانی، چپانیدن، پرکردن، اجازه عبور دادن، مجاناً فرستادن، معاف کردن، مهر زدن، باطل کردن، مصون ساختن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه‌ی ضروری

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
- a frank criticism
- انتقاد رک
- frank discussions
- مذاکرات صادقانه
- to be perfectly frank with you ...
- صاف و پوست‌کنده به شما می‌گویم ...
- a frank reply
- پاسخ بدون پرده‌پوشی
- to show one's frank distaste
- انزجار آشکار خود را بروز دادن
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد frank

  1. adjective completely honest
    Synonyms:
    honest sincere truthful straightforward open direct plain candid outspoken frank upfront forthright unreserved unconcealed undisguised flat-out downright real matter-of-fact free natural guileless artless ingenuous upright transparent blunt unrestricted uninhibited easy familiar bare-faced apparent scrupulous aboveboard bold brazen lay it on the line from the hip heart-to-heart like it is saying what one thinks call a spade a spade
    Antonyms:
    dishonest insincere evasive devious secretive

Collocations

  • franking machine

    (در شرکت‌های بزرگ و غیره) دستگاهی که به پاکت، نشان یا تمبر یا مهر پست مجانی می‌زند (و معمولاً پول آن را جمع‌زده و یک‌جا به اداره‌ی پست می‌پردازند)

ارجاع به لغت frank

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «frank» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/frank

لغات نزدیک frank

پیشنهاد بهبود معانی