آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ دی ۱۴۰۴

      Frank

      fræŋk fræŋk

      گذشته‌ی ساده:

      franked

      شکل سوم:

      franked

      سوم‌شخص مفرد:

      franks

      وجه وصفی حال:

      franking

      صفت تفضیلی:

      franker

      صفت عالی:

      frankest

      معنی frank | جمله با frank

      adjective

      رک، بی‌پرده، صریح، صادق، روشن، شفاف، بی‌تکلف، بی‌پروا، صادقانه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      She was frank about her mistakes during the meeting.

      در جلسه، درباره‌ی اشتباهاتش رک بود.

      He gave a frank opinion on the project.

      او نظر صادقانه‌ی خود را درباره‌ی پروژه بیان کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      To be frank, I don’t think this plan will work.

      صادقانه بگویم، فکر نمی‌کنم این طرح جواب دهد.

      a frank criticism

      انتقاد رک

      frank discussions

      مذاکرات صادقانه

      to be perfectly frank with you ...

      صاف و پوست‌کنده به شما می‌گویم ...

      a frank reply

      پاسخ بدون پرده‌پوشی

      to show one's frank distaste

      انزجار آشکار خود را بروز دادن

      verb - transitive

      مهر زدن، علامت‌گذاری کردن (نامه و... برای باطل کردن یا نشان دادن پرداخت هزینه‌ی ارسال آن)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The clerk franked the stamp before mailing the parcel.

      کارمند اداره‌ی پست قبل‌از ارسال بسته، تمبر را مهر زد.

      All outgoing mail must be franked to prevent stamp reuse.

      تمام نامه‌های خروجی باید مهر زده شوند تا از استفاده‌ی مجدد تمبر جلوگیری شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد frank

      1. adjective completely honest
        Synonyms:
        honest sincere truthful straightforward open direct plain candid outspoken upfront forthright unreserved unconcealed undisguised flat-out downright real matter-of-fact free natural guileless artless ingenuous upright transparent blunt unrestricted uninhibited easy familiar bare-faced apparent scrupulous aboveboard bold brazen lay it on the line from the hip heart-to-heart like it is saying what one thinks call a spade a spade
        Antonyms:
        dishonest insincere evasive devious secretive

      Collocations

      franking machine

      (در شرکت‌های بزرگ و غیره) دستگاهی که به پاکت، نشان یا تمبر یا مهر پست مجانی می‌زند (و معمولاً پول آن را جمع‌زده و یک‌جا به اداره‌ی پست می‌پردازند)

      سوال‌های رایج frank

      گذشته‌ی ساده frank چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده frank در زبان انگلیسی franked است.

      شکل سوم frank چی میشه؟

      شکل سوم frank در زبان انگلیسی franked است.

      وجه وصفی حال frank چی میشه؟

      وجه وصفی حال frank در زبان انگلیسی franking است.

      سوم‌شخص مفرد frank چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد frank در زبان انگلیسی franks است.

      صفت تفضیلی frank چی میشه؟

      صفت تفضیلی frank در زبان انگلیسی franker است.

      صفت عالی frank چی میشه؟

      صفت عالی frank در زبان انگلیسی frankest است.

      ارجاع به لغت frank

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «frank» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/frank

      لغات نزدیک frank

      • - frangipani
      • - franglais
      • - frank
      • - frankenstein
      • - frankfurt
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.