گذشتهی ساده:
frankedشکل سوم:
frankedسومشخص مفرد:
franksوجه وصفی حال:
frankingصفت تفضیلی:
frankerصفت عالی:
frankestرک، بیپرده، صریح، صادق، روشن، شفاف، بیتکلف، بیپروا، صادقانه
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
She was frank about her mistakes during the meeting.
در جلسه، دربارهی اشتباهاتش رک بود.
He gave a frank opinion on the project.
او نظر صادقانهی خود را دربارهی پروژه بیان کرد.
To be frank, I don’t think this plan will work.
صادقانه بگویم، فکر نمیکنم این طرح جواب دهد.
a frank criticism
انتقاد رک
frank discussions
مذاکرات صادقانه
to be perfectly frank with you ...
صاف و پوستکنده به شما میگویم ...
a frank reply
پاسخ بدون پردهپوشی
to show one's frank distaste
انزجار آشکار خود را بروز دادن
مهر زدن، علامتگذاری کردن (نامه و... برای باطل کردن یا نشان دادن پرداخت هزینهی ارسال آن)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The clerk franked the stamp before mailing the parcel.
کارمند ادارهی پست قبلاز ارسال بسته، تمبر را مهر زد.
All outgoing mail must be franked to prevent stamp reuse.
تمام نامههای خروجی باید مهر زده شوند تا از استفادهی مجدد تمبر جلوگیری شود.
(در شرکتهای بزرگ و غیره) دستگاهی که به پاکت، نشان یا تمبر یا مهر پست مجانی میزند (و معمولاً پول آن را جمعزده و یکجا به ادارهی پست میپردازند)
گذشتهی ساده frank در زبان انگلیسی franked است.
شکل سوم frank در زبان انگلیسی franked است.
وجه وصفی حال frank در زبان انگلیسی franking است.
سومشخص مفرد frank در زبان انگلیسی franks است.
صفت تفضیلی frank در زبان انگلیسی franker است.
صفت عالی frank در زبان انگلیسی frankest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «frank» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/frank