آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ شهریور ۱۴۰۳

      Subtle

      ˈsʌtl ˈsʌtl

      صفت تفضیلی:

      subtler

      صفت عالی:

      subtlest

      معنی subtle | جمله با subtle

      adjective C2

      ظریف، ملایم

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      The perfume had a subtle scent that lingered in the air.

      عطر بوی ملایمی داشت که در هوا پخش می‌شد.

      a subtle device

      یک ابزار ظریف

      adjective

      نکته‌دار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      She gave a subtle nod of approval to his suggestion.

      او با تکان سر نکته‌داری، پیشنهاد او را موافقت کرد.

      He noticed a subtle shift in her tone during their conversation.

      او متوجه تغییر نکته‌داری در لحن او در طول مکالمه‌ی آن‌ها شد.

      adjective C2

      حیله‌آمیز، حیله‌گرانه، ترفندآمیز، فریب‌آمیز، ماهرانه، هوشمندانه، زیرکانه

      subtle diplomacy

      دیپلماسی ترفندآمیز

      subtle distinctions

      تشخیص‌های هوشمندانه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      subtle reasoning

      استدلال زیرکانه

      a subtle scheme

      نقشه‌‌ای حیله‌آمیز

      adjective

      نامحسوس، نامفهوم، مبهم، ناملموس، نامتراکم

      a subtle hint

      اشاره‌ی مبهم

      a subtle gas

      گاز نامتراکم

      adjective

      با مهارت، هوشمند، زیرک، استاد

      a subtle thinker

      یک متفکر زیرک

      The artist's subtle brush strokes brought the painting to life.

      ضربه‌های با مهارت قلم‌موی هنرمند به نقاشی جان بخشید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد subtle

      1. adjective nice, quiet, delicate
        Synonyms:
        slight thin fine faint delicate attenuated refined exquisite tenuous inconspicuous suggestive attenuate hairline indirect implied inferred indistinct illusive mental profound deep penetrating sophisticated ingenious hairsplitting finespun insinuated discriminating understated ethereal
        Antonyms:
        noisy hard harsh unsubtle
      1. adjective clever, cunning
        Synonyms:
        shrewd cunning crafty sly wily astute artful scheming guileful intriguing devious foxy skillful keen perceptive penetrating detailed precise analytical analytic complex deep designing dexterous ratiocinative exacting insidious
        Antonyms:
        honest open forthright

      سوال‌های رایج subtle

      صفت تفضیلی subtle چی میشه؟

      صفت تفضیلی subtle در زبان انگلیسی subtler است.

      صفت عالی subtle چی میشه؟

      صفت عالی subtle در زبان انگلیسی subtlest است.

      ارجاع به لغت subtle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «subtle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/subtle

      لغات نزدیک subtle

      • - subtitle
      • - subtitled
      • - subtle
      • - subtle difference
      • - subtle distinction
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.