آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مهر ۱۴۰۵

      Allay

      əˈleɪ əˈleɪ

      گذشته‌ی ساده:

      allayed

      شکل سوم:

      allayed

      سوم‌شخص مفرد:

      allays

      وجه وصفی حال:

      allaying

      معنی allay | جمله با allay

      verb - transitive formal C2

      آرام کردن، تسکین دادن، کاهش دادن، از شدت چیزی کاستن (احساس قوی)

      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      Experience oftentimes allays our fear of the unknown.

      تجربه اغلب ترس ما را از ناشناخته‌ها کاهش می‌دهد.

      Effective communication can allay public anxieties.

      ارتباط مؤثر می‌تواند اضطراب‌های عمومی را تسکین دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A warm cup of tea can allay your stress.

      یک فنجان چای گرم می‌تواند استرستان را آرام کند.

      verb - transitive C2

      تسکین دادن، کاستن، کاهش دادن، آرام کردن، فرو نشاندن، برطرف کردن (درد یا ناراحتی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      The medicine did not allay my toothache.

      دارو درد دندانم را تسکین نداد.

      Herbal remedies may allay mild digestive issues.

      درمان‌های گیاهی ممکن است مشکلات گوارشی خفیف را برطرف کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The doctor gave medicine to allay the fever.

      پزشک برای کاهش تب دارو داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد allay

      1. verb reduce something, usually a pain or a problem
        Synonyms:
        decrease reduce lessen ease lighten alleviate mitigate mollify calm pacify moderate assuage quiet abate compose cool out take the sting out take the bite out make nice pour oil on play up to square
        Antonyms:
        worsen intensify provoke stir

      Collocations

      allay fears

      تسکین دادن ترس‌ها، کاهش دادن نگرانی‌ها

      سوال‌های رایج allay

      معنی allay به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی allay در زبان فارسی به «فرو نشاندن»، «تسکین دادن» یا «کاهش دادن» ترجمه می‌شود.

      این واژه در زبان انگلیسی کاربردی رسمی و ادبی دارد و معمولاً برای اشاره به کاهش احساسات منفی، نگرانی‌ها، یا درد و ناراحتی به کار می‌رود. وقتی کسی می‌گوید to allay someone’s fears، منظور این است که اضطراب یا نگرانی فردی را آرام کند. از نظر ریشه‌شناسی، واژه‌ی allay از زبان انگلیسی میانه و واژه‌ی کهن «alecgan» مشتق شده که به معنای «آرام کردن» یا «پایین آوردن» بوده است.

      در سطح معنایی، allay اغلب با احساسات و حالات ذهنی انسان ارتباط دارد. به عنوان مثال، می‌توان گفت: The doctor tried to allay the patient’s anxiety before the surgery؛ یعنی پزشک تلاش کرد اضطراب بیمار را پیش از جراحی کاهش دهد. این واژه معمولاً در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که احساسات شدید یا نگرانی‌های عمیق وجود دارد و هدف، ایجاد آرامش و اطمینان خاطر است. بنابراین، allay تنها کاهش فیزیکی یک وضعیت نیست، بلکه جنبه‌ای روانی و عاطفی دارد.

      از منظر کاربردی، allay بیشتر در انگلیسی رسمی، ادبی و نوشتاری دیده می‌شود. در گفتار روزمره، مردم ممکن است به جای آن از افعال ساده‌تری مانند ease, relieve, یا calm استفاده کنند. با این حال، استفاده از allay به متن یا گفتار حالتی دقیق‌تر و ظریف‌تر می‌بخشد. برای مثال، جمله‌ی The government took action to allay public concerns رسمی‌تر و جدی‌تر از The government tried to calm people down است. چنین تفاوت‌های سبکی نشان می‌دهد که allay واژه‌ای است که برای انتقال لحن رسمی، اطمینان‌بخش یا حتی شاعرانه به کار می‌رود.

      از دیدگاه فلسفی و روان‌شناختی، مفهوم allay فراتر از تسکین لحظه‌ای است. این واژه به فرآیند کاهش تدریجی تنش اشاره دارد — نوعی آرامش که از فهم، اطمینان یا پذیرش ناشی می‌شود. وقتی گفته می‌شود «کسی ترس خود را فرو می‌نشاند»، در واقع سخن از یک فرایند درونی و آگاهانه است که در آن ذهن، از حالت اضطراب به حالت تعادل و ثبات می‌رسد. در ادبیات، نویسندگان از allay برای توصیف لحظاتی استفاده می‌کنند که هیجان یا خشم فروکش می‌کند و جای خود را به سکون و تفکر می‌دهد.

      در کاربرد استعاری، allay می‌تواند به کاهش فشار، شدت یا آشفتگی در هر زمینه‌ای اشاره کند — از کاهش طوفان گرفته تا فرو نشاندن تنش‌های اجتماعی یا سیاسی (بدون اشاره‌ی مستقیم به سیاست). مثلاً گفته می‌شود: The soft rain allayed the heat of the day؛ یعنی باران ملایم گرمای روز را فرو نشاند. این تصویر شاعرانه نشان می‌دهد که allay واژه‌ای است که در عین سادگی، حالتی آرام، مهربان و متعادل در خود دارد — واژه‌ای که به نوعی هم معنای تسکین است و هم نمادی از بازگشت آرامش و نظم به جهان درون و بیرون.

      ارجاع به لغت allay

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «allay» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/allay

      لغات نزدیک allay

      • - allantois
      • - allargando
      • - allay
      • - allay fears
      • - allée
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jack kilo l imido floral cross-platform I/O fire truck AFC observant dirty pool schizo pros and cons fault line encounter ریزتپه زنجیر کوچک زودآشنا ساگو ستهم شدن ستون‌پایه سعد اصغر سفته‌ی عندالمطالبه سلسله‌ی جبال سورئالیسم سوسکچه سیل برق‌آسا سیلیکازدگی شنودپذیر شکیبیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.