آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ تیر ۱۴۰۲

      Remission

      rɪˈmɪʃn rɪˈmɪʃn rɪˈmɪʃn

      معنی remission | جمله با remission

      noun countable uncountable informal

      دوره‌ی بهبودی، دوره‌ی نقاهت

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The cancer patient has gone into remission.

      بیمار سرطانی دوران بهبودی را می‌گذراند.

      After months of chemotherapy, the patient finally went into remission and was able to go home from the hospital.

      پس از ماه‌ها شیمی‌درمانی، سرانجام بیمار وارد دوره‌ی نقاهت شد و توانست از بیمارستان به خانه برود.

      noun uncountable

      انگلیسی بریتانیایی حقوق بخشودگی، بخشش، تخفیف (کاهش مدت زمانی که فرد باید در زندان بماند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      The judge granted the prisoner early remission for good behavior.

      قاضی به دلیل رفتار خوب به زندانی تخفیف داد.

      The prisoner's family eagerly awaited news of his remission.

      خانواده‌ی این زندانی مشتاقانه منتظر خبر بخشش او بودند.

      noun uncountable

      دین بخشش، بخشایش، عفو، گذشت، آمرزش، عفران

      We pray for the remission of our sins.

      برای بخشش گناهان خود دعا می‌کنیم.

      In the Catholic faith, remission can be achieved through the sacrament of confession.

      در مذهب کاتولیک، می‌توان از طریق مراسم مذهبی اعتراف به بخشایش رسید.

      noun countable

      بخشودگی، معافیت (از مالیات و قرض و غیره)

      tax remissions

      بخشودگی‌های مالیاتی

      The company applied for a remission of the fine imposed by the regulatory authority.

      این شرکت درخواست بخشودگی جریمه‌ی اعمال‌شده توسط مقام نظارتی را ثبت کرد.

      noun

      فروکش (کاهش یا از بین رفتن نشانه‌های بیماری)

      a slight remission of the fever

      کاهش خفیف تب

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد remission

      1. noun acquittal, pardon
        Synonyms:
        forgiveness mercy absolution pardon release exoneration amnesty discharge reprieve excuse exemption
        Antonyms:
        blame accusation
      1. noun pause; lessening
        Synonyms:
        decrease reduction break delay interruption lull respite suspension moderation letup relaxation alleviation release abatement diminution ebb amelioration abeyance
        Antonyms:
        increase rise worsening

      ارجاع به لغت remission

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «remission» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/remission

      لغات نزدیک remission

      • - remiss
      • - remissible
      • - remission
      • - remit
      • - remitment
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.