آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ شهریور ۱۴۰۵

      Moderation

      ˌmɑːdəˈreɪʃn ˌmɒdəˈreɪʃn

      شکل جمع:

      moderations

      معنی moderation | جمله با moderation

      noun uncountable C1

      میانه‌روی، اعتدال

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      He eats in moderation and swears no more than several times a day!

      او در حد اعتدال غذا می‌خورد و روزی بیش از چندبار فحش نمی‌دهد!

      Avoid extremes and follow moderation.

      از افراط و تفریط بپرهیز و میانه‌روی را پیشه کن.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He advised moderation to the hostile parties.

      او طرفین متخاصم را دعوت به گذشت و خونسردی کرد.

      a man of moderation

      مرد میانه‌رو

      noun uncountable formal

      کاهش، تقلیل، ‫فروکش‬

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      The recent policy adjustments have led to a noticeable moderation in inflation rates across several key economic sectors.

      تعدیلات اخیر سیاست‌گذاری منجر به کاهش قابل توجهی در نرخ تورم در چندین بخش کلیدی اقتصادی شده است.

      Researchers observed a significant moderation in the spread of the virus following the implementation of public health measures.

      محققان فروکش‬ قابل توجهی را در شیوع ویروس پس‌از اجرای اقدامات بهداشت عمومی مشاهده کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Despite initial concerns, the expected moderation in global warming trends by the end of the century offers a glimmer of hope.

      باوجود نگرانی‌های اولیه، کاهش مورد انتظار در روندهای گرمایش جهانی تا پایان قرن، کورسوی امیدی را ارائه می‌دهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد moderation

      1. noun temperance
        Synonyms:
        restraint balance measure reasonableness moderateness composure calmness coolness patience fairness sobriety equanimity poise constraint toleration mildness forbearance sedation steadiness justice justness quiet golden mean judiciousness dispassionateness lenity
        Antonyms:
        intemperance indulgence extreme violence intensity severity wildness outrageousness unlimitedness

      Collocations

      in moderation

      در حد اعتدال، با میانه‌روی، به اندازه

      سوال‌های رایج moderation

      شکل جمع moderation چی میشه؟

      شکل جمع moderation در زبان انگلیسی moderations است.

      ارجاع به لغت moderation

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «moderation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/moderation

      لغات نزدیک moderation

      • - moderate to high in price
      • - moderately
      • - moderation
      • - moderato
      • - moderator
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jacaranda ironwood teak magnolia locust ginkgo paulownia kapok sweet gum redbud honey locust sequoia linden tamarind manzanita سلب صلاحیت رفاقت کردن ذرات رادیواکتیو دستخوش اعجاب شدن تعمید باطری خورشیدی استیروفوم کمدین آلبانی آناپست آهن‌ربا اتمسفری بازنویسی کردن باقیمانده لبنانی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.