آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ آذر ۱۳۹۹

    Poise

    pɔɪz pɔɪz

    معنی poise | جمله با poise

    noun verb - transitive adverb

    توازن، وضع، وقار، ثبات، نگاهداری، اونگ یا وزنه ساعت، وزنه متحرک، به حالت موازنه درآوردن، ثابت واداشتن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    a watch spring in perfect poise

    فنر ساعت که کاملاً میزان است

    a poise between conflicting impulses

    هم‌سنگی میان امیال متضاد

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    poise of mind

    تعادل فکری

    a woman of poise and charm

    زنی متین و جذاب

    to lose one's poise

    خونسردی و متانت خود را از دست دادن

    Knowledge gives one poise and independence.

    دانش به انسان وقار و استقلال می‌دهد.

    Her arrival disturbed the poise of the meeting.

    ورود او آرامش جلسه را به هم زد.

    Rest is needed to give poise to the nerves.

    استراحت برای آرامش اعصاب لازم است.

    Native women poising baskets full of fruits on their heads crossed the river.

    زن‌های بومی در‌حالی که سبد پر از میوه روی سرخود حمل می‌کردند، از رودخانه عبور کردند.

    For a minute the eagle hung poised in the sky.

    برای لحظه‌ای عقاب در هوا معلق ماند.

    the steersman poised the boat skillfully.

    سکان‌دار با مهارت قایق را ساکن نگه‌داشت.

    The captives poised themselves for the ordeal awaiting them.

    اسیران خود را برای مشقاتی که در انتظارشان بود آماده کردند.

    The soldiers were poised for the attack.

    سربازان برای حمله آماده شده بودند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد poise

    1. noun self-composure, dignity
      Synonyms:
      coolness calmness equanimity composure aplomb assurance confidence self-possession equability balance equilibrium serenity grace elegance tact diplomacy self-assurance presence bearing polish tactfulness address gravity presence of mind sangfroid savoir faire stasis delicatesse
      Antonyms:
      excitedness
    1. verb balance, suspend
      Synonyms:
      support hold steady stabilize hang hover float stand wait suspend position be ready brood ballast
      Antonyms:
      fall drop

    ارجاع به لغت poise

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «poise» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/poise

    لغات نزدیک poise

    • - pointlessness
    • - pointy
    • - poise
    • - poised
    • - poison
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.