آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ اسفند ۱۴۰۳

      Equilibrium

      ˌiːkwəˈlɪbriəm ˌiːkwəˈlɪbriəm

      شکل جمع:

      equilibriums

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از شکل جمع equilibriums به‌ جای equilibria استفاده کرد.

      معنی equilibrium | جمله با equilibrium

      noun singular uncountable formal

      تعادل، توازن

      The tightrope walker maintained perfect equilibrium.

      بندباز تعادل کاملی را حفظ کرد.

      Restoring the ecosystem's equilibrium is crucial.

      بازگرداندن توازن اکوسیستم بسیار مهم است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The body strives to maintain internal equilibrium.

      بدن تلاش می‌کند تا تعادل داخلی را حفظ کند.

      price equilibrium

      تعادل قیمت‌ها

      noun singular uncountable formal

      آرامش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Meditation can help you achieve a state of inner equilibrium.

      مدیتیشن می‌تواند به شما در رسیدن به حالت آرامش درونی کمک کند.

      Maintaining equilibrium in a chaotic environment requires conscious effort.

      حفظ آرامش در محیط آشفته نیازمند تلاش آگاهانه است.

      noun singular uncountable

      شیمی تعادل شیمیایی (حالتی که سرعت واکنش رفت با واکنش برگشت برابر باشد)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      The reaction reached equilibrium after several minutes.

      واکنش پس‌از چند دقیقه به تعادل رسید.

      At equilibrium, the concentrations of reactants and products remain constant.

      در حالت تعادل، غلظت واکنش‌دهنده‌ها و محصول ‌آن‌ها ثابت می‌ماند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد equilibrium

      1. noun balance; evenness
        Synonyms:
        calm composure cool equanimity balance stability steadiness serenity poise evenness rest symmetry calmness coolness counterbalance equipoise steadying polish stasis
        Antonyms:
        imbalance unevenness
      1. noun mental or emotional balance
        Synonyms:
        equanimity poise calm
      1. noun a stable situation in which forces cancel one another
        Antonyms:
        disequilibrium

      سوال‌های رایج equilibrium

      شکل جمع equilibrium چی میشه؟

      شکل جمع equilibrium در زبان انگلیسی equilibriums است.

      ارجاع به لغت equilibrium

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «equilibrium» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/equilibrium

      لغات نزدیک equilibrium

      • - equilibration
      • - equilibrist
      • - equilibrium
      • - equimolal
      • - equimolar
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.