آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مهر ۱۴۰۴

    Mildness

    ˈmaɪld.nəs ˈmaɪld.nəs

    معنی mildness

    noun

    اعتدال هوا

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mildness

    1. noun mercifulness as a consequence of being lenient or tolerant
      Synonyms:
      leniency tolerance gentleness softness tenderness lenience lenity
    1. noun good weather with comfortable temperatures
      Synonyms:
      clemency

    سوال‌های رایج mildness

    معنی mildness به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «mildness» در زبان فارسی به معنای «اعتدال»، «ملایمت»، «نرمی»، «لطافت» یا «آرامش» ترجمه می‌شود.

    این واژه به کیفیت یا حالتی اشاره دارد که در آن رفتار، مزاج، یا اثر چیزی نرم، متعادل و بدون شدت و خشونت است. «Mildness» می‌تواند به طبع انسان، شرایط محیطی، طعم یا حتی رویدادها و واکنش‌ها اطلاق شود و همواره بار معنایی مثبت دارد. ریشه‌ی آن از صفت mild گرفته شده است که به معنای «ملایم» یا «خفیف» است و افزودن پسوند -ness، آن را به اسم و مفهومی انتزاعی تبدیل می‌کند که به وضعیت یا ویژگی ملایمت اشاره دارد.

    در حوزه‌ی روان‌شناسی و رفتار انسانی، «mildness» به معنای مهربانی، صبر و تحمل در برخورد با دیگران است. فردی که دارای این ویژگی است، با آرامش و تواضع با مشکلات و مردم مواجه می‌شود، از خشونت پرهیز می‌کند و به جای واکنش‌های تند و عصبی، پاسخ‌های متعادل و منطقی ارائه می‌دهد. چنین ویژگی در تعاملات اجتماعی باعث ایجاد محیطی دوستانه و صلح‌آمیز می‌شود و افراد اطراف او احساس راحتی و امنیت می‌کنند.

    در زمینه‌ی محیط و طبیعت، «mildness» می‌تواند به شرایط آب‌وهوایی یا اثرات محیطی اشاره داشته باشد. برای مثال، the mildness of the climate به معنای «ملایمت آب‌وهوا» است، یعنی شرایطی که نه بسیار سرد و نه بسیار گرم است و برای زندگی انسان و موجودات دیگر مناسب و دلپذیر محسوب می‌شود. این نوع ملایمت نشان‌دهنده‌ی تعادل طبیعی و شرایط مساعدی است که زندگی را آسان‌تر و دلپذیرتر می‌کند.

    در حوزه‌ی غذا و طعم، واژه‌ی «mildness» به معنی لطافت یا کم‌شدت بودن طعم و مزه است. غذا یا نوشیدنی‌ای که دارای mildness است، نه تند، نه شور و نه تلخ است، بلکه به نحوی متعادل و دلپذیر احساس می‌شود. این ویژگی در آشپزی و تهیه‌ی غذا اهمیت دارد، زیرا غذاهایی با طعم ملایم معمولاً برای بیشتر افراد خوشایند و قابل‌تحمل هستند و تجربه‌ی خوردن آن‌ها آرامش‌بخش است.

    از منظر فلسفی و اخلاقی، «mildness» نمادی از اعتدال، آرامش درونی و کنترل بر خشم و احساسات است. این ویژگی انسانی نه تنها نشان‌دهنده‌ی اخلاق نیکو و متانت فرد است، بلکه به ایجاد تعاملات مثبت و حل مسائل به‌صورت منطقی کمک می‌کند. «mildness» مفهومی چندوجهی دارد که می‌تواند به مزاج، رفتار، طعم، محیط و حتی حالتی ذهنی اشاره کند و همواره بیانگر تعادل، آرامش و لطافت است.

    ارجاع به لغت mildness

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «mildness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/mildness

    لغات نزدیک mildness

    • - mildly
    • - mildly surprised
    • - mildness
    • - mildred
    • - mile
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.