آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ اسفند ۱۴۰۳

      Snub

      snʌb snʌb

      گذشته‌ی ساده:

      snubbed

      شکل سوم:

      snubbed

      سوم‌شخص مفرد:

      snubs

      وجه وصفی حال:

      snubbing

      معنی snub | جمله با snub

      verb - transitive

      بی‌اعتنایی کردن به، کم‌محلی کردن، محل نگذاشتن به، تحویل نگرفتن، به سردی برخورد کردن با

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      She snubbed us by not answering to our invitation.

      با پاسخ ندادن به دعوت‌نامه به ما بی‌اعتنایی کرد.

      She was repeatedly snubbed by other nurses.

      سایر پرستاران بارها به او کم‌محلی می‌کردند.

      noun countable

      بی‌اعتنایی، کم‌محلی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      He was hurt by the snubs of other teachers.

      بی‌اعتنایی سایر معلم‌ها او را آزار می‌داد.

      His snub towards his coworkers made the office atmosphere tense.

      کم‌محلی او نسبت به همکارانش فضای دفتر را متشنج کرد.

      verb - transitive

      سفت کردن (طناب و غیره)

      The sailor had to snub the rope quickly to prevent the boat from drifting away.

      ملوان مجبور شد طناب را به‌سرعت سفت کند تا از دور شدن قایق جلوگیری کند.

      The sailor had to snub the rope to secure the boat to the dock.

      ملوان مجبور شد طناب را سفت کند تا قایق را روی اسکله محکم نگه دارد.

      verb - transitive

      مهار کردن (با پیچیدن طناب قایق به دور پایه و غیره)

      The captain snubbed the boat.

      کاپیتان قایق را مهار کرد.

      She snubbed the boat to avoid hitting the rocks.

      برای جلوگیری از برخورد با صخره، قایق را مهار کرد.

      verb - transitive

      خاموش کردن (سیگار و غیره)

      She decided to snub out the cigarette on the sidewalk.

      تصمیم گرفت سیگار را در پیاده‌رو خاموش کند.

      The cold wind snubbed out the campfire in an instant.

      باد سرد آتش را در یک لحظه خاموش کرد.

      adjective

      کوچک و سربالا (بینی)

      He had a snub nose that gave him a cute appearance.

      بینی کوچک و سربالایی داشت که ظاهری زیبا به او داده بود.

      The puppy had a cute snub nose.

      توله‌سگ بینی کوچک و سربالای بامزه‌ای داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد snub

      1. verb give someone the cold shoulder
        Synonyms:
        ignore shun slight disregard neglect snob cut ostracize scorn rebuff boycott ice offend humiliate disdain censure chill cool scratch duck slur upstage act cool brush off cut dead ice out humble mortify swank pass up burr give the brush put down shame look coldly upon not give time of day put the chill on look right through
        Antonyms:
        welcome include be friendly socialize

      سوال‌های رایج snub

      گذشته‌ی ساده snub چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده snub در زبان انگلیسی snubbed است.

      شکل سوم snub چی میشه؟

      شکل سوم snub در زبان انگلیسی snubbed است.

      وجه وصفی حال snub چی میشه؟

      وجه وصفی حال snub در زبان انگلیسی snubbing است.

      سوم‌شخص مفرد snub چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد snub در زبان انگلیسی snubs است.

      ارجاع به لغت snub

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «snub» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/snub

      لغات نزدیک snub

      • - snowy
      • - snowy owl
      • - snub
      • - snub-nosed
      • - snubber
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.