آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ فروردین ۱۴۰۴

    Commitment

    kəˈmɪtmənt kəˈmɪtmənt

    شکل جمع:

    commitments

    معنی commitment | جمله با commitment

    noun countable uncountable

    تعهد، قول، وعده، تصمیم (قاطع)

    He will stand by his commitments.

    او به تعهدات خود عمل خواهد کرد.

    Their commitment to quality is evident in their products.

    وعده‌ی آن‌ها در زمینه‌ی کیفیت در محصولاتشان مشهود است.

    noun uncountable

    تعهد، پایبندی، دل‌بستگی، جدیت، سرسپردگی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    His commitment to the company is admirable.

    پایبندی او به شرکت قابل تحسین است.

    True leadership requires hard work and commitment.

    رهبری واقعی نیازمند سخت‌کوشی و تعهد است.

    noun countable B2

    مسئولیت، کار، مشغله، وظیفه

    Because of other commitments, I will not be able to go to the party tonight.

    به واسطه‌ی مشغله‌های دیگر، امشب نمی‌توانم به مهمانی بروم.

    Work commitments kept him away from his family.

    وظایف کاری او را از خانواده‌اش دور نگه داشت.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد commitment

    1. noun assurance; obligation
      Synonyms:
      responsibility duty obligation promise guarantee pledge word undertaking engagement liability need must ought to charge committal devoir vow
      Antonyms:
      denial refusal broken promise

    Collocations

    make a commitment

    تعهد دادن، متعهد شدن

    honour a commitment

    به تعهدی پایبند بودن/ وفا کردن

    reaffirm a commitment

    تجدید پیمان کردن، دوباره تاکید کردن بر تعهد

    لغات هم‌خانواده commitment

    noun
    commitment
    adjective
    noncommittal, committed
    verb - transitive
    commit

    سوال‌های رایج commitment

    شکل جمع commitment چی میشه؟

    شکل جمع commitment در زبان انگلیسی commitments است.

    ارجاع به لغت commitment

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «commitment» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/commitment

    لغات نزدیک commitment

    • - commit to memory
    • - commit to paper
    • - commitment
    • - committable
    • - committal
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    outshine outside over-the-counter over and above overarching overkill overthinker panacea parochial peanuts peel off per se permissiveness play along play dirty داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.